آموزش لغات IELTS درس 10 | Vocabulary for IELTS – Space & the Universe
یادگیری لغات موضوعی یکی از روشهای مؤثر برای تقویت دایره واژگان و آمادگی برای آزمون آیلتس است. موضوع فضا، منظومه شمسی و اکتشافات فضایی از موضوعاتی است که ممکن است در بخشهای مختلف آزمون IELTS، بهویژه Reading، Listening و Writing، با آن روبهرو شوید.
در این درس از کتاب Vocabulary for IELTS – Unit 10، مجموعهای از لغات مهم درباره فضا و جهان را همراه با معنی فارسی، مثال انگلیسی، ترجمه و ترکیبهای پرکاربرد (Collocations) یاد میگیریم.
1. Space & Universe | فضا و جهان
این گروه از لغات برای صحبت درباره جهان، فضا و ساختار کیهان استفاده میشوند.
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Space | فضا |
| Outer space | فضای بیرونی |
| Universe | جهان |
| Cosmos | کیهان |
| Galaxy | کهکشان |
Example:
The universe is full of galaxies beyond our imagination.
ترجمه: جهان پر از کهکشانهایی فراتر از تصور ماست.
Useful Collocations:
- Explore outer space: کاوش در فضای بیرونی
- The vast universe: جهان پهناور
- A distant galaxy: یک کهکشان دوردست
- Space exploration: اکتشافات فضایی
Example: Scientists continue to explore outer space to learn more about the universe.
ترجمه: دانشمندان همچنان به کاوش در فضای بیرونی ادامه میدهند تا اطلاعات بیشتری درباره جهان به دست آورند.
2. Solar System & Celestial Bodies | منظومه شمسی و اجرام آسمانی
این واژگان برای توصیف سیارات، ماه و سایر اجرام آسمانی کاربرد دارند.
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Solar system | منظومه شمسی |
| Planet | سیاره |
| Moon | ماه |
| Asteroid | سیارک |
| Meteor | شهاب |
| Comet | دنبالهدار |
| Crater | دهانه |
Example:
Asteroids and meteors can create craters on the moon.
ترجمه: سیارکها و شهابها میتوانند روی ماه دهانه ایجاد کنند.
Useful Collocations:
- The solar system: منظومه شمسی
- A rocky planet: سیاره سنگی
- A large asteroid: سیارک بزرگ
- A lunar crater: دهانه ماه
- A passing comet: دنبالهدار در حال عبور
نکته مهم: واژههای Asteroid و Meteor یکسان نیستند. Asteroid به یک جرم سنگی در فضا گفته میشود، درحالیکه Meteor به پدیده نوری حاصل از ورود یک جسم فضایی به جو گفته میشود.
3. Earth & Environment | زمین و محیط اطراف
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Earth | زمین |
| Atmosphere | جو |
| Ocean | اقیانوس |
| Surface | سطح |
| Horizon | افق |
Example:
Earth’s atmosphere protects life on the surface.
ترجمه: جو زمین از حیات روی سطح آن محافظت میکند.
Useful Collocations:
- Earth’s atmosphere: جو زمین
- The Earth’s surface: سطح زمین
- Ocean surface: سطح اقیانوس
- A distant horizon: افق دوردست
- Environmental conditions: شرایط محیطی
Example: The atmosphere plays an important role in protecting life on Earth.
ترجمه: جو نقش مهمی در محافظت از حیات روی زمین دارد.
4. Space Travel & Technology | سفر فضایی و فناوری
این دسته از لغات برای صحبت درباره سفرهای فضایی، تجهیزات و فناوریهای مرتبط با آنها استفاده میشود.
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Rocket | موشک |
| Launch | پرتاب / پرتاب کردن |
| Spacecraft | فضاپیما |
| Space shuttle | شاتل فضایی |
| Space station | ایستگاه فضایی |
| Satellite | ماهواره |
| Simulator | شبیهساز |
Example:
The rocket was launched to supply the space station.
ترجمه: موشک برای تأمین تجهیزات ایستگاه فضایی پرتاب شد.
Useful Collocations:
- Launch a rocket: موشک را پرتاب کردن
- A space mission: مأموریت فضایی
- An artificial satellite: ماهواره مصنوعی
- A space station: ایستگاه فضایی
- Flight simulator: شبیهساز پرواز
Example: Astronauts use simulators to prepare for space missions.
ترجمه: فضانوردان برای آماده شدن جهت مأموریتهای فضایی از شبیهسازها استفاده میکنند.
5. Astronaut, Explorer & Exploration | فضانورد، کاوشگر و اکتشاف
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Astronaut | فضانورد |
| Explorer | کاوشگر |
| Exploration | اکتشاف / کاوش |
Example:
Astronauts train for years before space exploration.
ترجمه: فضانوردان پیش از شرکت در مأموریتهای اکتشاف فضایی، سالها آموزش میبینند.
Useful Collocations:
- A professional astronaut: فضانورد حرفهای
- Space exploration: اکتشاف فضایی
- An experienced explorer: کاوشگر باتجربه
- Explore a planet: یک سیاره را کاوش کردن
نکته واژگانی:
Explore فعل، Explorer اسم شخص و Exploration اسم عمل است.
- Scientists explore distant planets.
- An explorer travels to unknown places.
- Space exploration requires advanced technology.
6. Orbit, Gravity & Weightlessness | مدار، جاذبه و بیوزنی
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Orbit | مدار |
| Gravity | جاذبه |
| Weightlessness | بیوزنی |
Example:
Satellites stay in orbit because of gravity.
ترجمه: ماهوارهها به کمک نیروی جاذبه در مدار باقی میمانند.
Useful Collocations:
- Earth’s orbit: مدار زمین
- Gravitational force: نیروی گرانشی
- Experience weightlessness: بیوزنی را تجربه کردن
- Low Earth orbit: مدار پایین زمین
Example: Astronauts experience weightlessness while orbiting Earth.
ترجمه: فضانوردان هنگام گردش به دور زمین، بیوزنی را تجربه میکنند.
7. Gas, Radiation & Debris | گاز، تشعشع و بقایا
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Gas | گاز |
| Radiation | تشعشع / تابش |
| Debris | بقایا / خردهریزها |
Example:
Space debris and radiation pose serious risks.
ترجمه: زبالههای فضایی و تشعشعات خطرات جدی ایجاد میکنند.
Useful Collocations:
- Harmful radiation: تشعشعات مضر
- Space debris: زبالههای فضایی
- Toxic gas: گاز سمی
- Exposure to radiation: قرار گرفتن در معرض تشعشع
Example: Exposure to high levels of radiation can be dangerous.
ترجمه: قرار گرفتن در معرض میزان بالای تشعشعات میتواند خطرناک باشد.
8. Adjectives Related to Space | صفات مرتبط با فضا
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Cosmic | کیهانی |
| Solar | خورشیدی |
| Lunar | قمری |
| Gravitational | گرانشی |
| Meteoritic / Meteoric | شهابی |
| Outer | بیرونی |
| Terrestrial | زمینی |
| Universal | جهانی / همگانی |
Example:
Solar and lunar cycles affect Earth.
ترجمه: چرخههای خورشیدی و قمری بر زمین تأثیر میگذارند.
Useful Collocations:
- Cosmic radiation: تشعشعات کیهانی
- Solar energy: انرژی خورشیدی
- Lunar surface: سطح ماه
- Gravitational force: نیروی گرانشی
- Terrestrial planet: سیاره زمینمانند
نکته: Solar به خورشید مربوط است و Lunar به ماه. همچنین Terrestrial در موضوع نجوم میتواند به معنای زمینی یا مربوط به سیارات سنگی باشد.
9. Conditions & Challenges | شرایط و چالشها
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Extreme | شدید / بسیار زیاد |
| Inevitable | اجتنابناپذیر |
| Toxic | سمی |
| Uninhabitable | غیرقابل سکونت |
| Unmanned | بدون سرنشین |
Example:
Many planets are uninhabitable due to toxic atmospheres.
ترجمه: بسیاری از سیارات به دلیل جو سمی غیرقابل سکونت هستند.
Useful Collocations:
- Extreme conditions: شرایط بسیار سخت
- Toxic atmosphere: جو سمی
- Uninhabitable planet: سیاره غیرقابل سکونت
- Unmanned spacecraft: فضاپیمای بدون سرنشین
- Inevitable changes: تغییرات اجتنابناپذیر
Example: Unmanned spacecraft can explore places that are difficult for humans to reach.
ترجمه: فضاپیماهای بدون سرنشین میتوانند مکانهایی را کاوش کنند که دسترسی انسان به آنها دشوار است.
10. Direction & Position | جهت و موقعیت
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Horizontal | افقی |
Example:
The spacecraft adjusted its horizontal position.
ترجمه: فضاپیما موقعیت افقی خود را تنظیم کرد.
Useful Collocations:
- Horizontal position: موقعیت افقی
- Horizontal line: خط افقی
- Horizontal movement: حرکت افقی
11. Important Verbs | افعال مهم درس دهم
این افعال برای توصیف فعالیتها، تغییرات و شرایط مرتبط با فضا کاربرد دارند.
| Verb | معنی فارسی |
|---|---|
| Explore | کاوش کردن |
| Launch | پرتاب کردن |
| Orbit | در مدار چرخیدن |
| Float | شناور بودن |
| Propel | به جلو راندن |
| Rotate | چرخیدن |
| Simulate | شبیهسازی کردن |
| Sustain | حفظ کردن / دوام آوردن |
| Undergo | تجربه کردن / از سر گذراندن |
| Acclimatize | سازگار شدن با شرایط آبوهوایی یا محیطی |
| Colonize | مستعمرهسازی کردن / سکونتگاه ایجاد کردن |
Example:
Astronauts must acclimatize to weightlessness.
ترجمه: فضانوردان باید خود را با شرایط بیوزنی سازگار کنند.
Useful Collocations:
- Explore the universe: جهان را کاوش کردن
- Launch a spacecraft: فضاپیما را پرتاب کردن
- Orbit the Earth: به دور زمین چرخیدن
- Float in space: در فضا شناور بودن
- Propel a spacecraft: فضاپیما را به حرکت درآوردن
- Rotate around an axis: حول یک محور چرخیدن
- Simulate space conditions: شرایط فضایی را شبیهسازی کردن
- Sustain life: حیات را حفظ کردن
- Undergo training: دوره آموزشی را گذراندن
- Acclimatize to new conditions: با شرایط جدید سازگار شدن
- Establish colonies: سکونتگاههایی ایجاد کردن
نکته مهم: در فهرست اصلی، Colonies شکل جمع اسم Colony است؛ اما فعل مرتبط با آن Colonize است.
جمعبندی لغات مهم Unit 10 کتاب Vocabulary for IELTS
در این درس با واژگان مهم مربوط به فضا، منظومه شمسی، اجرام آسمانی، سفرهای فضایی، جاذبه و شرایط محیطی آشنا شدیم. پیشنهاد میشود علاوه بر حفظ معنی لغات، ترکیبهای پرکاربرد آنها را نیز یاد بگیرید؛ زیرا استفاده صحیح از Collocations میتواند به طبیعیتر شدن Writing و Speaking شما کمک کند.
برای تمرین بیشتر، تلاش کنید با لغات زیر جمله بسازید:
- Space exploration
- Gravitational force
- Uninhabitable planet
- Space debris
- Launch a satellite
- Experience weightlessness
- Sustain life
- Extreme conditions
یادگیری این ترکیبها به شما کمک میکند هنگام صحبت یا نوشتن درباره موضوعات علمی و فضایی، دقیقتر و طبیعیتر از واژگان انگلیسی استفاده کنید.