یادگیری لغات انگلیسی زمانی مؤثرتر می‌شود که هر واژه را در یک جمله واقعی ببینیم و کاربرد آن را در ترکیب‌های رایج یاد بگیریم. در این درس از مجموعه آموزش لغات انگلیسی، واژگان مهم Chapter 19 – Unit 5 را همراه با معنی فارسی، نقش دستوری، مثال انگلیسی و ترجمه فارسی بررسی می‌کنیم.

در ادامه، ۲۴ واژه مهم و ۲۲ کالوکیشن کاربردی را مرور می‌کنیم. این واژگان موضوعاتی مانند فناوری، تاریخ، ادبیات، آزمایش‌های علمی و زندگی روزمره را پوشش می‌دهند.

معنی لغات Chapter 19 Unit 5 با مثال و ترجمه فارسی

1. Colonize — مستعمره کردن

Part of Speech: Verb (فعل)

این فعل به معنی تسلط بر یک سرزمین و کنترل سیاسی یا اقتصادی آن است. بیشتر در موضوعات تاریخی و سیاسی استفاده می‌شود.

Example: European countries tried to colonize many lands in the past.

ترجمه: کشورهای اروپایی در گذشته تلاش کردند سرزمین‌های زیادی را مستعمره کنند.

Word Family:

  • Colonization (n.): استعمار
  • Colonizer (n.): استعمارگر
  • Colonial (adj.): استعماری

2. Forever — برای همیشه

Part of Speech: Adverb (قید)

برای بیان ادامه داشتن چیزی بدون پایان مشخص به کار می‌رود.

Example: True friendship can last forever.

ترجمه: دوستی واقعی می‌تواند برای همیشه ادامه داشته باشد.

Useful Expression: last forever — برای همیشه دوام داشتن

3. Protest — اعتراض؛ اعتراض کردن

Part of Speech: Noun / Verb (اسم و فعل)

به‌عنوان اسم، به بیان مخالفت با یک تصمیم یا وضعیت اشاره دارد. به‌عنوان فعل نیز به معنی اعتراض کردن است.

Example: Thousands of people joined the protest peacefully.

ترجمه: هزاران نفر به‌صورت مسالمت‌آمیز در اعتراض شرکت کردند.

Word Family:

  • Protester (n.): معترض
  • Protest (v.): اعتراض کردن
  • Protest (n.): اعتراض

4. Sophisticated — پیشرفته، پیچیده، ماهرانه

Part of Speech: Adjective (صفت)

برای توصیف فناوری، تجهیزات، روش‌ها یا حتی افرادی با سطح بالایی از مهارت و پیچیدگی استفاده می‌شود.

Example: The company uses sophisticated technology in its factories.

ترجمه: شرکت در کارخانه‌هایش از فناوری پیشرفته استفاده می‌کند.

Word Family:

  • Sophistication (n.): پیچیدگی، ظرافت
  • Sophisticated (adj.): پیشرفته، پیچیده

5. Crumble — خرد شدن، فرو ریختن

Part of Speech: Verb (فعل)

به معنی شکستن یا از هم پاشیدن چیزی به‌تدریج است. این فعل برای ساختمان‌ها، مواد غذایی و حتی مفاهیم انتزاعی مانند امید و اعتماد نیز کاربرد دارد.

Example: The old building began to crumble after the earthquake.

ترجمه: ساختمان قدیمی پس از زلزله شروع به فرو ریختن کرد.

Word Family:

  • Crumble (v.): خرد شدن، فرو ریختن
  • Crumbling (adj.): در حال فرو ریختن

6. Halt — توقف؛ متوقف کردن

Part of Speech: Noun / Verb (اسم و فعل)

این کلمه به توقف حرکت یا فعالیت اشاره دارد. به‌عنوان فعل، به معنی متوقف کردن یا متوقف شدن است.

Example: Heavy snow forced the train to halt.

ترجمه: برف سنگین باعث شد قطار متوقف شود.

Useful Expressions:

  • Come to a halt — متوقف شدن
  • Bring something to a halt — چیزی را متوقف کردن

7. Publicize — تبلیغ کردن، اطلاع‌رسانی عمومی کردن

Part of Speech: Verb (فعل)

به معنی انتشار اطلاعات درباره یک محصول، رویداد یا موضوع برای آگاه کردن مردم است.

Example: The company used social media to publicize its new product.

ترجمه: شرکت از شبکه‌های اجتماعی برای معرفی و تبلیغ محصول جدیدش استفاده کرد.

Word Family:

  • Public (n./adj.): عموم مردم؛ عمومی
  • Publicity (n.): تبلیغات، پوشش رسانه‌ای
  • Publicize (v.): اطلاع‌رسانی عمومی کردن

8. Steal — دزدیدن

Part of Speech: Verb (فعل)

به معنی برداشتن چیزی متعلق به شخص دیگر بدون اجازه است.

Example: Someone tried to steal my bicycle yesterday.

ترجمه: دیروز کسی سعی کرد دوچرخه‌ام را بدزدد.

Verb Forms:

  • Present: steal
  • Past: stole
  • Past Participle: stolen

Useful Expressions:

  • Steal a glance — نگاهی یواشکی انداختن
  • Steal someone’s heart — دل کسی را به دست آوردن
  • Steal the limelight — مرکز توجه قرار گرفتن

9. Drown — غرق شدن، غرق کردن

Part of Speech: Verb (فعل)

معمولاً برای موقعیتی استفاده می‌شود که فرد یا حیوان در آب گرفتار می‌شود و نمی‌تواند به‌درستی نفس بکشد. همچنین می‌تواند به معنی غرق کردن چیزی در مایع باشد.

Example: The swimmer nearly drowned in the river.

ترجمه: شناگر نزدیک بود در رودخانه غرق شود.

Verb Forms:

  • Present: drown
  • Past: drowned
  • Past Participle: drowned

10. Lens — لنز، عدسی

Part of Speech: Noun (اسم)

به قطعه‌ای شفاف در دوربین‌ها، عینک‌ها و ابزارهای نوری گفته می‌شود که نور را متمرکز می‌کند.

Example: The camera lens needs cleaning.

ترجمه: لنز دوربین به تمیز کردن نیاز دارد.

Plural: Lenses — لنزها، عدسی‌ها

11. Receiver — دریافت‌کننده، گیرنده

Part of Speech: Noun (اسم)

به شخص یا وسیله‌ای اشاره دارد که چیزی را دریافت می‌کند. در ورزش نیز برای بازیکنی که توپ را دریافت می‌کند به کار می‌رود.

Example: The receiver caught the football perfectly.

ترجمه: بازیکن دریافت‌کننده توپ فوتبال را به‌خوبی گرفت.

Word Family:

  • Receive (v.): دریافت کردن
  • Receiver (n.): دریافت‌کننده
  • Reception (n.): دریافت، پذیرش
  • Recipient (n.): گیرنده

12. Stumble — تلوتلو خوردن، سکندری خوردن

Part of Speech: Verb (فعل)

وقتی هنگام راه رفتن تعادل خود را از دست می‌دهیم یا پایمان به چیزی گیر می‌کند، از این فعل استفاده می‌کنیم. همچنین می‌تواند به معنی اشتباه کردن یا مکث کردن هنگام صحبت باشد.

Example: She stumbled over a rock while walking.

ترجمه: او هنگام راه رفتن پایش به سنگی گیر کرد و سکندری خورد.

Useful Expression: stumble over your words — هنگام صحبت کردن دچار مکث و اشتباه شدن

13. Electronic — الکترونیکی

Part of Speech: Adjective (صفت)

برای توصیف وسایل یا سیستم‌هایی استفاده می‌شود که با مدارهای الکترونیکی کار می‌کنند.

Example: Most students use electronic devices every day.

ترجمه: بیشتر دانش‌آموزان هر روز از دستگاه‌های الکترونیکی استفاده می‌کنند.

Word Family:

  • Electron (n.): الکترون
  • Electronic (adj.): الکترونیکی
  • Electronics (n.): علم یا تجهیزات الکترونیک

14. Merge — ادغام شدن، ادغام کردن

Part of Speech: Verb (فعل)

به معنی ترکیب شدن دو یا چند شرکت، گروه یا چیز برای تشکیل یک مجموعه است.

Example: The two companies decided to merge.

ترجمه: آن دو شرکت تصمیم گرفتند با یکدیگر ادغام شوند.

Useful Expressions:

  • Merge with — با چیزی ادغام شدن
  • Merge two companies — دو شرکت را ادغام کردن

15. Ruin — خراب کردن، نابود کردن؛ ویرانه

Part of Speech: Verb / Noun (فعل و اسم)

به‌عنوان فعل، به معنی آسیب زدن شدید به چیزی یا از بین بردن آن است. به‌عنوان اسم نیز می‌تواند به معنی ویرانه یا بقایای یک ساختمان باشد.

Example: The storm could ruin the crops.

ترجمه: طوفان ممکن است محصولات کشاورزی را نابود کند.

Word Family:

  • Ruin (v./n.): خراب کردن؛ ویرانه
  • Ruined (adj.): خراب‌شده، نابودشده
  • Ruinous (adj.): ویرانگر

16. Thorny — خاردار؛ دشوار و پیچیده

Part of Speech: Adjective (صفت)

برای گیاهانی که خار دارند استفاده می‌شود. در معنای استعاری نیز به مسئله‌ای پیچیده و دشوار اشاره می‌کند.

Example: Be careful of the thorny bushes in the garden.

ترجمه: مراقب بوته‌های خاردار باغ باش.

Useful Expression: a thorny issue — مسئله‌ای دشوار و پیچیده

17. Error — خطا، اشتباه

Part of Speech: Noun (اسم)

به اشتباهی در محاسبه، تصمیم‌گیری، نوشتن یا انجام یک کار گفته می‌شود.

Example: A small error changed the final result.

ترجمه: یک اشتباه کوچک نتیجه نهایی را تغییر داد.

Word Family:

  • Error (n.): خطا
  • Err (v.): اشتباه کردن
  • Erroneous (adj.): اشتباه، نادرست

18. Novel — رمان؛ جدید و نوآورانه

Part of Speech: Noun / Adjective (اسم و صفت)

به‌عنوان اسم به معنی رمان است. به‌عنوان صفت نیز می‌تواند به معنی جدید، تازه یا نوآورانه باشد.

Example: He spent the weekend reading a historical novel.

ترجمه: او آخر هفته را صرف خواندن یک رمان تاریخی کرد.

Word Family:

  • Novel (n.): رمان
  • Novelist (n.): رمان‌نویس
  • Novel (adj.): جدید، نوآورانه
  • Novelty (n.): تازگی، چیز جدید

19. Salvation — نجات، رهایی

Part of Speech: Noun (اسم)

به رهایی از خطر، مشکل یا وضعیت دشوار گفته می‌شود. در برخی متون مذهبی نیز به معنی رستگاری است.

Example: The medicine became the patient’s salvation.

ترجمه: آن دارو به نجات بیمار کمک کرد.

Word Family:

  • Save (v.): نجات دادن
  • Salvation (n.): نجات، رستگاری
  • Savior (n.): نجات‌دهنده

20. Trial — آزمایش، آزمون؛ محاکمه

Part of Speech: Noun (اسم)

این اسم در زمینه‌های مختلف کاربرد دارد. در پزشکی به آزمایش یک درمان، در حقوق به محاکمه و در زندگی روزمره به تجربه‌ای دشوار اشاره می‌کند.

Example: The new medicine is still undergoing clinical trials.

ترجمه: داروی جدید هنوز در حال گذراندن آزمایش‌های بالینی است.

Useful Expressions:

  • Clinical trial — آزمایش بالینی
  • Trial and error — آزمون و خطا
  • On trial — در حال محاکمه

21. Filter — فیلتر؛ صاف یا تصفیه کردن

Part of Speech: Noun / Verb (اسم و فعل)

فیلتر برای جدا کردن ذرات یا اطلاعات ناخواسته استفاده می‌شود. به‌عنوان فعل نیز به معنی فیلتر کردن یا تصفیه کردن است.

Example: This filter removes dust from the water.

ترجمه: این فیلتر ذرات و آلودگی‌ها را از آب جدا می‌کند.

Word Family:

  • Filter (n.): فیلتر
  • Filter (v.): فیلتر کردن
  • Filtering (n.): فرایند فیلتر کردن

22. Outline — طرح کلی، چارچوب؛ ترسیم کردن

Part of Speech: Noun / Verb (اسم و فعل)

به خلاصه‌ای از نکات اصلی یک متن یا برنامه گفته می‌شود. به‌عنوان فعل نیز به معنی ترسیم خطوط بیرونی یا بیان کلیات است.

Example: The teacher gave us an outline of the lesson.

ترجمه: معلم طرح کلی درس را در اختیار ما قرار داد.

Useful Expressions:

  • Rough outline — طرح کلی اولیه
  • Outline a plan — طرحی را به‌طور کلی توضیح دادن
  • Outline of a lesson — چارچوب یک درس

23. Sergeant — گروهبان

Part of Speech: Noun (اسم)

درجه‌ای نظامی است که در بسیاری از نیروهای مسلح استفاده می‌شود.

Example: The sergeant trained the new soldiers.

ترجمه: گروهبان به سربازان جدید آموزش داد.

Pronunciation: /ˈsɑːrdʒənt/

24. Virus — ویروس

Part of Speech: Noun (اسم)

ویروس عامل عفونی بسیار کوچکی است که برای تکثیر به سلول میزبان نیاز دارد. در فناوری نیز این واژه برای نوعی برنامه مخرب رایانه‌ای به کار می‌رود.

Example: Doctors worked hard to control the spread of the virus.

ترجمه: پزشکان سخت تلاش کردند تا گسترش ویروس را کنترل کنند.

Word Family:

  • Virus (n.): ویروس
  • Viral (adj.): ویروسی؛ فراگیر در فضای مجازی
  • Viruses (plural): ویروس‌ها

کالوکیشن‌های مهم Chapter 19 Unit 5

کالوکیشن‌ها ترکیب‌هایی از کلمات هستند که معمولاً در کنار یکدیگر استفاده می‌شوند. یادگیری این عبارت‌ها کمک می‌کند انگلیسی را طبیعی‌تر صحبت کنید و متون را بهتر درک کنید.

1. Catalog of errors — مجموعه‌ای از اشتباهات

به فهرست یا مجموعه‌ای از خطاها گفته می‌شود.

Example: The report became a catalog of errors.

ترجمه: آن گزارش به مجموعه‌ای از اشتباهات تبدیل شد.

2. Human error — خطای انسانی

به اشتباهی گفته می‌شود که به دلیل عملکرد یا تصمیم یک انسان رخ می‌دهد.

Example: The accident happened because of human error.

ترجمه: حادثه به دلیل خطای انسانی رخ داد.

3. Classic novels — رمان‌های کلاسیک

به رمان‌هایی گفته می‌شود که از نظر ادبی اهمیت دارند و معمولاً در گذر زمان ارزش خود را حفظ کرده‌اند.

Example: She enjoys reading classic novels from the 19th century.

ترجمه: او از خواندن رمان‌های کلاسیک قرن نوزدهم لذت می‌برد.

4. Romance novels — رمان‌های عاشقانه

به رمان‌هایی گفته می‌شود که روابط عاشقانه بخش اصلی داستان آن‌هاست.

Example: Romance novels are popular among many readers.

ترجمه: رمان‌های عاشقانه در میان بسیاری از خوانندگان محبوب هستند.

5. Paperback novel — رمان با جلد شومیز

به رمانی گفته می‌شود که جلد نرم و کاغذی دارد، نه جلد سخت.

Example: I bought a paperback novel at the airport.

ترجمه: من در فرودگاه یک رمان با جلد شومیز خریدم.

6. Blurred outline — طرح کلی مبهم

به شکلی گفته می‌شود که مرزها یا خطوط آن واضح نیستند.

Example: Through the fog, we could only see a blurred outline of the mountain.

ترجمه: از میان مه، فقط می‌توانستیم طرح مبهم کوه را ببینیم.

7. Rough outline — طرح کلی اولیه

به نسخه‌ای مقدماتی از ساختار یک متن، سخنرانی یا برنامه گفته می‌شود که هنوز جزئیات آن کامل نشده است.

Example: He prepared a rough outline before writing the essay.

ترجمه: او پیش از نوشتن مقاله، طرح کلی اولیه‌ای آماده کرد.

8. Trace the outline — خطوط بیرونی چیزی را ترسیم کردن

این عبارت به معنی دنبال کردن خطوط بیرونی یک شکل برای ترسیم آن است.

Example: The children traced the outline of the leaves.

ترجمه: کودکان خطوط بیرونی برگ‌ها را ترسیم کردند.

9. Ruined my appetite — اشتهایم را از بین برد

وقتی چیزی باعث می‌شود دیگر تمایلی به غذا خوردن نداشته باشیم، از این عبارت استفاده می‌کنیم.

Example: The bad smell ruined my appetite.

ترجمه: بوی بد اشتهایم را از بین برد.

10. Ruined the economy — اقتصاد را نابود کرد

برای توصیف آسیب بسیار شدید به اقتصاد یک کشور یا منطقه استفاده می‌شود.

Example: The long war ruined the economy of the country.

ترجمه: جنگ طولانی اقتصاد آن کشور را نابود کرد.

11. Sophisticated technology — فناوری پیشرفته

به فناوری پیچیده و توسعه‌یافته‌ای گفته می‌شود که معمولاً از دانش یا تجهیزات تخصصی استفاده می‌کند.

Example: Hospitals now use sophisticated technology for surgeries.

ترجمه: بیمارستان‌ها اکنون برای جراحی‌ها از فناوری پیشرفته استفاده می‌کنند.

12. Sophisticated versions — نسخه‌های پیشرفته

به نسخه‌هایی گفته می‌شود که امکانات یا پیچیدگی بیشتری نسبت به نسخه‌های قبلی دارند.

Example: New smartphones are more sophisticated versions of older models.

ترجمه: تلفن‌های هوشمند جدید نسخه‌های پیشرفته‌تری از مدل‌های قدیمی هستند.

13. Sophisticated approach — رویکرد پیشرفته و سنجیده

به روش یا رویکردی گفته می‌شود که پیچیده، دقیق یا تخصصی است.

Example: The scientist used a sophisticated approach to solve the problem.

ترجمه: دانشمند برای حل مسئله از رویکردی پیشرفته و سنجیده استفاده کرد.

14. Steal a glance — نگاهی یواشکی انداختن

این عبارت به معنی نگاه کوتاه و پنهانی به چیزی یا کسی است.

Example: He tried to steal a glance at her notes.

ترجمه: او سعی کرد نگاهی یواشکی به یادداشت‌های او بیندازد.

15. Steal the nation’s heart — دل مردم یک کشور را به دست آوردن

این عبارت به‌صورت استعاری به معنی جلب محبت و علاقه مردم یک کشور است.

Example: The young singer stole the nation’s heart.

ترجمه: آن خواننده جوان دل مردم کشور را به دست آورد.

16. Steal the limelight — مرکز توجه قرار گرفتن

این عبارت زمانی استفاده می‌شود که فردی بیش از دیگران توجه مردم را به خود جلب کند.

Example: The actress stole the limelight at the ceremony.

ترجمه: آن بازیگر در مراسم مرکز توجه قرار گرفت.

17. Clinical trials — آزمایش‌های بالینی

به مطالعاتی گفته می‌شود که برای بررسی ایمنی و اثربخشی درمان‌ها در انسان انجام می‌شوند.

Example: The new treatment is being evaluated in clinical trials.

ترجمه: درمان جدید در آزمایش‌های بالینی در حال ارزیابی است.

18. Run trials — آزمایش انجام دادن

این عبارت برای انجام آزمایش‌هایی به‌منظور بررسی عملکرد یا ایمنی یک محصول یا درمان استفاده می‌شود.

Example: Scientists run trials before releasing new drugs.

ترجمه: دانشمندان پیش از عرضه داروهای جدید، آزمایش‌هایی انجام می‌دهند.

19. Underwent months of trials — ماه‌ها آزمایش را پشت سر گذاشت

این عبارت نشان می‌دهد که یک محصول یا روش برای مدت طولانی تحت آزمایش قرار گرفته است.

Example: The product underwent months of trials before launch.

ترجمه: این محصول پیش از عرضه، ماه‌ها آزمایش را پشت سر گذاشت.

20. Deadly virus — ویروس مرگبار

به ویروسی گفته می‌شود که می‌تواند باعث بیماری بسیار شدید یا مرگ شود.

Example: Researchers are searching for a cure for the deadly virus.

ترجمه: پژوهشگران به دنبال درمانی برای ویروس مرگبار هستند.

21. Computer viruses — ویروس‌های رایانه‌ای

به برنامه‌های مخربی گفته می‌شود که می‌توانند به فایل‌ها یا عملکرد رایانه آسیب برسانند و گسترش پیدا کنند.

Example: Antivirus programs help protect computers from computer viruses.

ترجمه: برنامه‌های ضدویروس به محافظت از رایانه‌ها در برابر ویروس‌های رایانه‌ای کمک می‌کنند.

22. Mystery virus — ویروس ناشناخته

این عبارت برای ویروسی به کار می‌رود که هنوز ماهیت یا منشأ آن به‌طور کامل مشخص نشده است.

Example: Doctors were concerned about the mystery virus spreading quickly.

ترجمه: پزشکان نگران گسترش سریع ویروس ناشناخته بودند.

نکات مهم و تفاوت‌های کاربردی

1. تفاوت Crumble و Ruin

هر دو کلمه می‌توانند به آسیب دیدن یا از بین رفتن اشاره کنند، اما کاربردشان یکسان نیست.

  • Crumble: بیشتر بر خرد شدن، فرو ریختن یا از هم پاشیدن تدریجی تأکید دارد.
  • Ruin: به خراب شدن یا نابودی شدید چیزی اشاره می‌کند.

Example 1: The old walls began to crumble.

دیوارهای قدیمی شروع به فرو ریختن کردند.

Example 2: The storm ruined our holiday.

طوفان تعطیلات ما را خراب کرد.

2. تفاوت Novel به‌عنوان اسم و صفت

  • Novel (noun): رمان
  • Novel (adjective): جدید، تازه یا نوآورانه

Example: She is reading a novel.

او در حال خواندن یک رمان است.

Example: This is a novel idea.

این یک ایده نوآورانه است.

3. تفاوت Trial و Clinical Trial

  • Trial: آزمایش، آزمون یا محاکمه؛ بسته به بافت جمله
  • Clinical trial: آزمایش بالینی برای بررسی یک درمان یا دارو

Example: The company conducted a trial.

شرکت یک آزمایش انجام داد.

Example: The medicine is undergoing clinical trials.

این دارو در حال گذراندن آزمایش‌های بالینی است.

4. تفاوت Steal و Rob

این دو فعل هر دو با دزدی ارتباط دارند، اما ساختارشان متفاوت است:

  • Steal something: چیزی را دزدیدن
  • Rob someone / a place: از کسی یا مکانی دزدی کردن

Example: Someone stole my phone.

کسی تلفن من را دزدید.

Example: The thieves robbed the bank.

دزدها از بانک سرقت کردند.

5. تفاوت Electronic و Electrical

  • Electronic: مربوط به مدارها و سیستم‌های الکترونیکی
  • Electrical: مربوط به برق و نیروی الکتریکی

Example: I bought an electronic device.

من یک وسیله الکترونیکی خریدم.

Example: There is an electrical problem in the building.

در ساختمان یک مشکل برقی وجود دارد.

جدول مرور سریع واژگان Chapter 19 Unit 5

English معنی فارسی Part of Speech
Colonize مستعمره کردن Verb
Forever برای همیشه Adverb
Protest اعتراض؛ اعتراض کردن Noun / Verb
Sophisticated پیشرفته، پیچیده Adjective
Crumble خرد شدن، فرو ریختن Verb
Halt توقف؛ متوقف کردن Noun / Verb
Publicize اطلاع‌رسانی عمومی کردن Verb
Steal دزدیدن Verb
Drown غرق شدن، غرق کردن Verb
Lens لنز، عدسی Noun
Receiver دریافت‌کننده Noun
Stumble سکندری خوردن Verb
Electronic الکترونیکی Adjective
Merge ادغام شدن Verb
Ruin خراب کردن؛ ویرانه Noun / Verb
Thorny خاردار؛ دشوار Adjective
Error خطا، اشتباه Noun
Novel رمان؛ نوآورانه Noun / Adjective
Salvation نجات، رهایی Noun
Trial آزمایش؛ محاکمه Noun
Filter فیلتر؛ تصفیه کردن Noun / Verb
Outline طرح کلی؛ ترسیم کردن Noun / Verb
Sergeant گروهبان Noun
Virus ویروس Noun

سؤالات متداول درباره لغات این درس

1. معنی Sophisticated در انگلیسی چیست؟

این کلمه بسته به بافت جمله می‌تواند به معنی پیشرفته، پیچیده یا ماهرانه باشد. برای مثال، Sophisticated technology به معنی فناوری پیشرفته است.

2. شکل گذشته فعل Steal چیست؟

شکل گذشته آن Stole و قسمت سوم آن Stolen است.

3. آیا Novel فقط به معنی رمان است؟

خیر. Novel به‌عنوان اسم به معنی رمان است؛ اما به‌عنوان صفت به معنی جدید یا نوآورانه نیز استفاده می‌شود.

4. Clinical Trials به چه معناست؟

این عبارت به آزمایش‌های بالینی گفته می‌شود که برای بررسی ایمنی و اثربخشی درمان‌ها در انسان انجام می‌شوند.

5. تفاوت Error و Mistake چیست؟

هر دو به معنی اشتباه هستند. Error معمولاً در زمینه‌های فنی، محاسباتی یا رسمی بیشتر دیده می‌شود؛ Mistake در مکالمات روزمره برای اشتباهات عمومی کاربرد فراوانی دارد.

جمع‌بندی Chapter 19 Unit 5

در این درس، ۲۴ واژه مهم انگلیسی را همراه با معنی فارسی، مثال و ترجمه بررسی کردیم. همچنین با ۲۲ کالوکیشن پرکاربرد آشنا شدیم که به طبیعی‌تر شدن مکالمه و نوشتار انگلیسی کمک می‌کنند.

برای یادگیری بهتر، فقط به حفظ معنی لغات اکتفا نکنید. سعی کنید هر واژه را در یک جمله جدید به کار ببرید، کالوکیشن‌های آن را یاد بگیرید و مثال‌ها را با صدای بلند تکرار کنید.

کاری از پریان علی عسگری / آکادمی زبان انگلیسی محمدرضا توسلی