Chapter 19 Unit 5: معنی لغات انگلیسی با مثال و ترجمه فارسی
در این درس، لغات مهم Chapter 19 – Unit 5 را همراه با معنی فارسی، مثال انگلیسی و ترجمه جمله یاد میگیریم. همچنین با کالوکیشنهای پرکاربرد (English Collocations) آشنا میشویم تا بتوانیم واژگان را در مکالمه و نوشتار انگلیسی طبیعیتر استفاده کنیم.
معنی لغات Chapter 19 Unit 5 با مثال
1. Colonize — مستعمره کردن
این فعل به معنی تسلط بر یک سرزمین و کنترل سیاسی یا اقتصادی آن است. این واژه بیشتر در مباحث تاریخی و سیاسی استفاده میشود.
Example: European countries tried to colonize many lands in the past.
ترجمه: کشورهای اروپایی در گذشته تلاش کردند سرزمینهای زیادی را مستعمره کنند.
2. Forever — برای همیشه
این قید برای بیان ادامه داشتن چیزی بدون پایان مشخص به کار میرود.
Example: True friendship can last forever.
ترجمه: دوستی واقعی میتواند برای همیشه ادامه داشته باشد.
3. Protest — اعتراض؛ اعتراض کردن
این کلمه هم اسم است و هم فعل. بهعنوان اسم، به بیان مخالفت با یک تصمیم یا وضعیت اشاره دارد.
Example: Thousands of people joined the protest peacefully.
ترجمه: هزاران نفر بهصورت مسالمتآمیز در اعتراض شرکت کردند.
4. Sophisticated — پیشرفته، پیچیده، ماهرانه
برای توصیف فناوری، تجهیزات، روشها یا افرادی با سطح بالای پیچیدگی و مهارت استفاده میشود.
Example: The company uses sophisticated technology in its factories.
ترجمه: شرکت در کارخانههایش از فناوری پیشرفته استفاده میکند.
5. Crumble — خرد شدن، فرو ریختن
این فعل به معنی شکستن یا از هم پاشیدن چیزی بهتدریج است. برای ساختمانها، مواد غذایی و حتی امید یا اعتماد نیز کاربرد دارد.
Example: The old building began to crumble after the earthquake.
ترجمه: ساختمان قدیمی پس از زلزله شروع به فرو ریختن کرد.
6. Halt — توقف؛ متوقف کردن
این کلمه هم اسم است و هم فعل و به معنی توقف حرکت یا فعالیت است.
Example: Heavy snow forced the train to halt.
ترجمه: برف سنگین باعث شد قطار متوقف شود.
7. Publicize — تبلیغ کردن، اطلاعرسانی عمومی کردن
به معنی انتشار اطلاعات درباره یک محصول، رویداد یا موضوع برای آگاه کردن مردم است.
Example: The company used social media to publicize its new product.
ترجمه: شرکت از شبکههای اجتماعی برای معرفی و تبلیغ محصول جدیدش استفاده کرد.
8. Steal — دزدیدن
این فعل به معنی برداشتن چیزی متعلق به شخص دیگر بدون اجازه است. شکل گذشته آن stole و قسمت سوم آن stolen است.
Example: Someone tried to steal my bicycle yesterday.
ترجمه: دیروز کسی سعی کرد دوچرخهام را بدزدد.
9. Drown — غرق شدن، غرق کردن
این فعل معمولاً برای موقعیتی استفاده میشود که فرد یا حیوان به دلیل قرار گرفتن در آب نتواند نفس بکشد. همچنین میتواند به معنی غرق کردن چیزی در مایع باشد.
Example: The swimmer nearly drowned in the river.
ترجمه: شناگر نزدیک بود در رودخانه غرق شود.
10. Lens — لنز، عدسی
به قطعهای شفاف در دوربینها، عینکها و ابزارهای نوری گفته میشود که نور را متمرکز میکند.
Example: The camera lens needs cleaning.
ترجمه: لنز دوربین به تمیز کردن نیاز دارد.
11. Receiver — دریافتکننده، گیرنده
این کلمه به شخص یا وسیلهای اشاره دارد که چیزی را دریافت میکند. در ورزش نیز برای بازیکنی که توپ را دریافت میکند به کار میرود.
Example: The receiver caught the football perfectly.
ترجمه: بازیکن دریافتکننده توپ فوتبال را بهخوبی گرفت.
12. Stumble — تلوتلو خوردن، سکندری خوردن
وقتی هنگام راه رفتن تعادل خود را از دست میدهیم یا پایمان به چیزی گیر میکند، از این فعل استفاده میکنیم. این فعل میتواند به معنی اشتباه کردن در صحبت کردن نیز باشد.
Example: She stumbled over a rock while walking.
ترجمه: او هنگام راه رفتن پایش به سنگی گیر کرد و سکندری خورد.
13. Electronic — الکترونیکی
این صفت برای وسایل یا سیستمهایی استفاده میشود که با مدارهای الکترونیکی کار میکنند.
Example: Most students use electronic devices every day.
ترجمه: بیشتر دانشآموزان هر روز از دستگاههای الکترونیکی استفاده میکنند.
14. Merge — ادغام شدن، ادغام کردن
این فعل به معنی ترکیب شدن دو یا چند شرکت، گروه یا چیز برای تشکیل یک مجموعه است.
Example: The two companies decided to merge.
ترجمه: آن دو شرکت تصمیم گرفتند با یکدیگر ادغام شوند.
15. Ruin — خراب کردن، نابود کردن؛ ویرانه
این کلمه هم فعل است و هم اسم. بهعنوان فعل، به معنی آسیب زدن شدید به چیزی یا از بین بردن آن است.
Example: The storm could ruin the crops.
ترجمه: طوفان ممکن است محصولات کشاورزی را نابود کند.
16. Thorny — خاردار؛ دشوار و پیچیده
این صفت برای گیاهانی که خار دارند استفاده میشود. در معنای استعاری، به مسئلهای پیچیده و دشوار نیز اشاره میکند.
Example: Be careful of the thorny bushes in the garden.
ترجمه: مراقب بوتههای خاردار باغ باش.
17. Error — خطا، اشتباه
به اشتباهی در محاسبه، تصمیمگیری، نوشتن یا انجام یک کار گفته میشود.
Example: A small error changed the final result.
ترجمه: یک اشتباه کوچک نتیجه نهایی را تغییر داد.
18. Novel — رمان؛ جدید و نوآورانه
این کلمه بهعنوان اسم به معنی رمان است. بهعنوان صفت نیز میتواند به معنی جدید، تازه یا نوآورانه باشد.
Example: He spent the weekend reading a historical novel.
ترجمه: او آخر هفته را صرف خواندن یک رمان تاریخی کرد.
19. Salvation — نجات، رهایی
به رهایی از خطر، مشکل یا وضعیت دشوار گفته میشود. در برخی متون مذهبی نیز به معنی رستگاری است.
Example: The medicine became the patient’s salvation.
ترجمه: آن دارو به نجات بیمار کمک کرد.
20. Trial — آزمایش، آزمون؛ محاکمه
این اسم در زمینههای مختلف کاربرد دارد. در پزشکی به آزمایش یک درمان، در حقوق به محاکمه و در زندگی روزمره به تجربهای دشوار اشاره میکند.
Example: The new medicine is still undergoing clinical trials.
ترجمه: داروی جدید هنوز در حال گذراندن آزمایشهای بالینی است.
21. Filter — فیلتر؛ صاف یا تصفیه کردن
این کلمه هم اسم است و هم فعل. فیلتر برای جدا کردن ذرات یا اطلاعات ناخواسته استفاده میشود.
Example: This filter removes dust from the water.
ترجمه: این فیلتر ذرات و آلودگیها را از آب جدا میکند.
22. Outline — طرح کلی، چارچوب؛ ترسیم کردن
به خلاصهای از نکات اصلی یک متن یا برنامه گفته میشود. بهعنوان فعل نیز به معنی ترسیم خطوط بیرونی یا بیان کلیات است.
Example: The teacher gave us an outline of the lesson.
ترجمه: معلم طرح کلی درس را در اختیار ما قرار داد.
23. Sergeant — گروهبان
درجهای نظامی است که در بسیاری از نیروهای مسلح استفاده میشود.
Example: The sergeant trained the new soldiers.
ترجمه: گروهبان به سربازان جدید آموزش داد.
24. Virus — ویروس
ویروس عامل عفونی بسیار کوچکی است که برای تکثیر به سلول میزبان نیاز دارد. در فناوری نیز این واژه برای نوعی برنامه مخرب رایانهای به کار میرود.
Example: Doctors worked hard to control the spread of the virus.
ترجمه: پزشکان سخت تلاش کردند تا گسترش ویروس را کنترل کنند.
کالوکیشنهای مهم Chapter 19 Unit 5
کالوکیشنها ترکیبهایی از کلمات هستند که معمولاً در کنار هم به کار میروند. یادگیری این عبارتها به شما کمک میکند انگلیسی را طبیعیتر صحبت کنید و درک بهتری از متون داشته باشید.
1. Catalog of errors — مجموعهای از اشتباهات
به فهرست یا مجموعهای از خطاها گفته میشود.
Example: The report became a catalog of errors.
ترجمه: آن گزارش به مجموعهای از اشتباهات تبدیل شد.
2. Human error — خطای انسانی
به اشتباهی گفته میشود که به دلیل عملکرد یا تصمیم یک انسان رخ میدهد.
Example: The accident happened because of human error.
ترجمه: حادثه به دلیل خطای انسانی رخ داد.
3. Classic novels — رمانهای کلاسیک
به رمانهایی گفته میشود که از نظر ادبی اهمیت دارند و معمولاً در گذر زمان ارزش خود را حفظ کردهاند.
Example: She enjoys reading classic novels from the 19th century.
ترجمه: او از خواندن رمانهای کلاسیک قرن نوزدهم لذت میبرد.
4. Romance novels — رمانهای عاشقانه
به رمانهایی گفته میشود که روابط عاشقانه بخش اصلی داستان آنهاست.
Example: Romance novels are popular among many readers.
ترجمه: رمانهای عاشقانه در میان بسیاری از خوانندگان محبوب هستند.
5. Paperback novel — رمان با جلد شومیز
به رمانی گفته میشود که جلد نرم و کاغذی دارد، نه جلد سخت.
Example: I bought a paperback novel at the airport.
ترجمه: من در فرودگاه یک رمان با جلد شومیز خریدم.
6. Blurred outline — طرح کلی مبهم
به شکلی گفته میشود که مرزها یا خطوط آن واضح نیستند.
Example: Through the fog, we could only see a blurred outline of the mountain.
ترجمه: از میان مه، فقط میتوانستیم طرح مبهم کوه را ببینیم.
7. Rough outline — طرح کلی اولیه
به نسخهای مقدماتی از ساختار یک متن، سخنرانی یا برنامه گفته میشود که هنوز جزئیات آن کامل نشده است.
Example: He prepared a rough outline before writing the essay.
ترجمه: او پیش از نوشتن مقاله، طرح کلی اولیهای آماده کرد.
8. Trace the outline — دور خطوط بیرونی چیزی را کشیدن
این عبارت به معنی دنبال کردن خطوط بیرونی یک شکل برای ترسیم آن است.
Example: The children traced the outline of the leaves.
ترجمه: کودکان خطوط بیرونی برگها را ترسیم کردند.
9. Ruined my appetite — اشتهایم را از بین برد
وقتی چیزی باعث میشود دیگر تمایلی به غذا خوردن نداشته باشیم، از این عبارت استفاده میکنیم.
Example: The bad smell ruined my appetite.
ترجمه: بوی بد اشتهایم را از بین برد.
10. Ruined the economy — اقتصاد را نابود کرد
برای توصیف آسیب بسیار شدید به اقتصاد یک کشور یا منطقه استفاده میشود.
Example: The long war ruined the economy of the country.
ترجمه: جنگ طولانی اقتصاد آن کشور را نابود کرد.
11. Sophisticated technology — فناوری پیشرفته
به فناوری پیچیده و توسعهیافتهای گفته میشود که معمولاً از دانش یا تجهیزات تخصصی استفاده میکند.
Example: Hospitals now use sophisticated technology for surgeries.
ترجمه: بیمارستانها اکنون برای جراحیها از فناوری پیشرفته استفاده میکنند.
12. Sophisticated versions — نسخههای پیشرفته
به نسخههایی گفته میشود که امکانات یا پیچیدگی بیشتری نسبت به نسخههای قبلی دارند.
Example: New smartphones are more sophisticated versions of older models.
ترجمه: تلفنهای هوشمند جدید نسخههای پیشرفتهتری از مدلهای قدیمی هستند.
13. Sophisticated approach — رویکرد پیشرفته و سنجیده
به روش یا رویکردی گفته میشود که پیچیده، دقیق یا تخصصی است.
Example: The scientist used a sophisticated approach to solve the problem.
ترجمه: دانشمند برای حل مسئله از رویکردی پیشرفته و سنجیده استفاده کرد.
14. Steal a glance — نگاهی یواشکی انداختن
این عبارت به معنی نگاه کوتاه و پنهانی به چیزی یا کسی است.
Example: He tried to steal a glance at her notes.
ترجمه: او سعی کرد نگاهی یواشکی به یادداشتهای او بیندازد.
15. Steal the nation’s heart — دل مردم یک کشور را به دست آوردن
این عبارت بهصورت استعاری به معنی جلب محبت و علاقه مردم یک کشور است.
Example: The young singer stole the nation’s heart.
ترجمه: آن خواننده جوان دل مردم کشور را به دست آورد.
16. Steal the limelight — مرکز توجه قرار گرفتن
این عبارت زمانی استفاده میشود که فردی بیش از دیگران توجه مردم را به خود جلب کند.
Example: The actress stole the limelight at the ceremony.
ترجمه: آن بازیگر در مراسم مرکز توجه قرار گرفت.
17. Clinical trials — آزمایشهای بالینی
به مطالعاتی گفته میشود که برای بررسی ایمنی و اثربخشی درمانها در انسان انجام میشوند.
Example: The new treatment is being evaluated in clinical trials.
ترجمه: درمان جدید در آزمایشهای بالینی در حال ارزیابی است.
18. Run trials — آزمایش انجام دادن
این عبارت برای انجام آزمایشهایی بهمنظور بررسی عملکرد یا ایمنی یک محصول یا درمان استفاده میشود.
Example: Scientists run trials before releasing new drugs.
ترجمه: دانشمندان پیش از عرضه داروهای جدید، آزمایشهایی انجام میدهند.
19. Underwent months of trials — ماهها آزمایش را پشت سر گذاشت
این عبارت نشان میدهد که یک محصول یا روش برای مدت طولانی تحت آزمایش قرار گرفته است.
Example: The product underwent months of trials before launch.
ترجمه: این محصول پیش از عرضه، ماهها آزمایش را پشت سر گذاشت.
20. Deadly virus — ویروس مرگبار
به ویروسی گفته میشود که میتواند باعث بیماری بسیار شدید یا مرگ شود.
Example: Researchers are searching for a cure for the deadly virus.
ترجمه: پژوهشگران به دنبال درمانی برای ویروس مرگبار هستند.
21. Computer viruses — ویروسهای رایانهای
به برنامههای مخربی گفته میشود که میتوانند به فایلها یا عملکرد رایانه آسیب برسانند و گسترش پیدا کنند.
Example: Antivirus programs help protect computers from computer viruses.
ترجمه: برنامههای ضدویروس به محافظت از رایانهها در برابر ویروسهای رایانهای کمک میکنند.
22. Mystery virus — ویروس ناشناخته
این عبارت برای ویروسی به کار میرود که هنوز ماهیت یا منشأ آن بهطور کامل مشخص نشده است.
Example: Doctors were concerned about the mystery virus spreading quickly.
ترجمه: پزشکان نگران گسترش سریع ویروس ناشناخته بودند.
نکات مهم برای یادگیری بهتر واژگان
- Steal – Stole – Stolen: شکل حال، گذشته و قسمت سوم فعل دزدیدن هستند.
- Trial و Clinical trial: واژه اول معانی مختلفی دارد؛ اما ترکیب دوم مشخصاً به آزمایش بالینی اشاره میکند.
- Novel: هم اسم به معنی «رمان» است و هم صفت به معنی «جدید و نوآورانه».
- Sophisticated: بسته به جمله میتواند به معنی «پیشرفته»، «پیچیده» یا «ماهرانه» باشد.
- Crumble و Ruin: هر دو میتوانند به آسیب یا از بین رفتن اشاره کنند، اما crumble بیشتر بر خرد شدن یا فروپاشی تدریجی و ruin بر خراب شدن یا نابودی تأکید دارد.
جمعبندی Chapter 19 Unit 5
در این درس، ۲۴ واژه مهم را با مثال و ترجمه فارسی بررسی کردیم و با ۲۲ کالوکیشن پرکاربرد آشنا شدیم. این واژگان موضوعاتی مانند تاریخ، فناوری، ادبیات، آزمایشهای علمی و اشتباهات انسانی را پوشش میدهند.
برای تثبیت بهتر واژگان، هر روز چند کلمه را مرور کنید، مثالهای آنها را با صدای بلند بخوانید و با هر کلمه یک جمله جدید بسازید.