Unit 6 – Chapter 21: معنی لغات انگلیسی با مثال و ترجمه فارسی

در این درس، واژگان مهم Chapter 21 از Unit 6 را همراه با معنی فارسی، مثال انگلیسی و ترجمه جمله یاد می‌گیریم. همچنین کالوکیشن‌های پرکاربرد (Collocations) این درس را بررسی می‌کنیم تا بتوانید کلمات را در مکالمه و نوشتار انگلیسی طبیعی‌تر به کار ببرید.

معنی لغات Chapter 21 با مثال انگلیسی

1. Accelerate — سرعت بخشیدن، شتاب گرفتن

این فعل برای سریع‌تر شدن یک فرایند یا افزایش سرعت چیزی به کار می‌رود.

Example: Technology can accelerate economic growth.

ترجمه: فناوری می‌تواند رشد اقتصادی را سرعت ببخشد.

2. Admired — مورد تحسین قرارگرفته، تحسین‌شده

شکل گذشته یا قسمت سوم فعل admire است. وقتی کسی را به خاطر ویژگی‌ها یا دستاوردهایش تحسین می‌کنیم، از این فعل استفاده می‌کنیم.

Example: The brave soldier was admired by everyone.

ترجمه: آن سرباز شجاع مورد تحسین همه قرار گرفت.

3. Adventure — ماجراجویی، ماجرای هیجان‌انگیز

به تجربه‌ای گفته می‌شود که معمولاً جدید، هیجان‌انگیز یا غیرمعمول است.

Example: Traveling alone was a great adventure for her.

ترجمه: تنها سفر کردن برای او یک ماجراجویی بزرگ بود.

4. Communist — کمونیست؛ مربوط به کمونیسم

این کلمه به شخصی که از کمونیسم حمایت می‌کند یا به نظام و ایدئولوژی کمونیستی مربوط است، اشاره دارد.

Example: We studied the history of communist countries.

ترجمه: ما تاریخ کشورهای کمونیستی را مطالعه کردیم.

5. Continent — قاره

به یکی از پهنه‌های بزرگ خشکی زمین گفته می‌شود؛ مانند آسیا، اروپا و آفریقا.

Example: Asia is the largest continent in the world.

ترجمه: آسیا بزرگ‌ترین قاره جهان است.

6. Courage — شجاعت، دلیری

به توانایی روبه‌رو شدن با خطر، ترس یا موقعیت‌های دشوار گفته می‌شود.

Example: It takes courage to stand up for your beliefs.

ترجمه: دفاع کردن از باورهایت به شجاعت نیاز دارد.

7. Enemy — دشمن

به شخص، گروه یا کشوری گفته می‌شود که با شخص یا گروه دیگری مخالفت یا خصومت دارد.

Example: The two countries had been enemies for years.

ترجمه: آن دو کشور سال‌ها دشمن یکدیگر بودند.

8. Era — عصر، دوره تاریخی

به دوره‌ای از تاریخ گفته می‌شود که ویژگی‌ها یا رویدادهای مشخصی دارد.

Example: The invention of the internet began a new era.

ترجمه: اختراع اینترنت آغازگر عصری جدید شد.

9. Evident — آشکار، واضح، مشهود

وقتی چیزی به‌راحتی قابل‌تشخیص یا مشاهده باشد، از این صفت استفاده می‌کنیم.

Example: Her excitement was evident from her smile.

ترجمه: هیجان او از لبخندش کاملاً مشخص بود.

10. Fame — شهرت

به شناخته‌شدن یک شخص به دلیل موفقیت، استعداد یا دستاوردهایش گفته می‌شود.

Example: The actor achieved fame at a young age.

ترجمه: آن بازیگر در سن کم به شهرت رسید.

11. Hero — قهرمان

به شخصی گفته می‌شود که به دلیل شجاعت، فداکاری یا کارهای ارزشمندش مورد احترام قرار می‌گیرد.

Example: The firefighter became a national hero.

ترجمه: آن آتش‌نشان به یک قهرمان ملی تبدیل شد.

12. Heroic — قهرمانانه، شجاعانه

برای توصیف رفتار یا عملی استفاده می‌شود که نشان‌دهنده شجاعت و فداکاری است.

Example: The rescue workers made a heroic effort.

ترجمه: نیروهای امداد تلاش قهرمانانه‌ای انجام دادند.

13. Heroism — قهرمانی، دلاوری

این اسم به ویژگی یا رفتار قهرمانانه اشاره می‌کند.

Example: The story describes the heroism of ordinary people.

ترجمه: این داستان دلاوری مردم عادی را توصیف می‌کند.

14. Horrendous — وحشتناک، بسیار فجیع

برای توصیف اتفاق، تجربه یا شرایطی بسیار بد و ناخوشایند به کار می‌رود.

Example: They experienced horrendous weather during the journey.

ترجمه: آن‌ها در طول سفر با آب‌وهوایی بسیار بد روبه‌رو شدند.

15. Native — بومی، اهل یک منطقه

برای توصیف فردی که اصالتاً اهل یک مکان است یا چیزی که به‌طور طبیعی به منطقه‌ای تعلق دارد، استفاده می‌شود.

Example: She is a native speaker of English.

ترجمه: او انگلیسی‌زبان بومی است.

16. Pioneer — پیشگام، پیشرو

به شخصی گفته می‌شود که برای نخستین بار راهی را در یک زمینه باز می‌کند یا ایده‌ای جدید را توسعه می‌دهد.

Example: She was a pioneer in medical research.

ترجمه: او در پژوهش‌های پزشکی پیشگام بود.

17. Pioneered — پیشگامی کرد، برای نخستین بار توسعه داد

شکل گذشته و قسمت سوم فعل pioneer است. این فعل زمانی استفاده می‌شود که شخصی در معرفی یا توسعه یک روش، ایده یا فناوری جدید نقش پیشگام داشته باشد.

Example: The scientist pioneered a new method of treatment.

ترجمه: آن دانشمند روش درمانی جدیدی را برای نخستین بار توسعه داد.

18. Privilege — امتیاز ویژه، حق یا فرصت خاص

به مزیت یا فرصتی گفته می‌شود که همه افراد لزوماً از آن برخوردار نیستند. این کلمه می‌تواند به معنی افتخار یا مایه مباهات نیز باشد.

Example: It was a privilege to meet the famous writer.

ترجمه: ملاقات با آن نویسنده مشهور مایه افتخار بود.

19. Profile — نمایه، شرح مختصر مشخصات

به مجموعه‌ای از اطلاعات درباره یک شخص، سازمان یا موضوع گفته می‌شود. در اینترنت نیز به صفحه اطلاعات شخصی کاربران اشاره دارد.

Example: I updated my professional profile online.

ترجمه: من نمایه حرفه‌ای خود را در اینترنت به‌روزرسانی کردم.

20. Rank — رتبه، درجه؛ رتبه‌بندی کردن

این کلمه می‌تواند به جایگاه یک شخص یا چیز در یک سلسله‌مراتب اشاره کند. همچنین به‌عنوان فعل به معنی رتبه‌بندی کردن است.

Example: She holds a high rank in the organization.

ترجمه: او در آن سازمان رتبه بالایی دارد.

21. Reformation — اصلاح، اصلاحات اساسی

به تغییراتی گفته می‌شود که برای اصلاح یک نظام، سازمان یا مجموعه‌ای از باورها انجام می‌شوند. این واژه در تاریخ، به‌ویژه در عبارت the Reformation، به جنبش اصلاح دینی در اروپا اشاره دارد.

Example: The Reformation changed the history of Europe.

ترجمه: جنبش اصلاح دینی تاریخ اروپا را تغییر داد.

22. Restore — بازگرداندن، احیا کردن، مرمت کردن

برای بازگرداندن چیزی به وضعیت قبلی یا تعمیر و احیای آن استفاده می‌شود.

Example: The government plans to restore the historic building.

ترجمه: دولت قصد دارد ساختمان تاریخی را مرمت کند.

23. Revolt — شورش، قیام؛ شورش کردن

این کلمه به مخالفت سازمان‌یافته با یک قدرت یا حکومت اشاره دارد و می‌تواند هم اسم و هم فعل باشد.

Example: The people began a revolt against the ruler.

ترجمه: مردم علیه حاکم شورش کردند.

24. Soldier — سرباز

به فردی گفته می‌شود که در نیروهای نظامی خدمت می‌کند.

Example: The soldier showed great courage during the mission.

ترجمه: آن سرباز در طول مأموریت شجاعت زیادی نشان داد.

25. Splendid — عالی، باشکوه، فوق‌العاده

برای توصیف چیزی بسیار زیبا، چشمگیر یا باکیفیت استفاده می‌شود.

Example: We had a splendid view of the mountains.

ترجمه: منظره فوق‌العاده‌ای از کوه‌ها داشتیم.

26. Superb — عالی، بی‌نظیر

برای توصیف کیفیت یا عملکردی بسیار خوب و فراتر از انتظار به کار می‌رود.

Example: The team gave a superb performance.

ترجمه: تیم عملکردی فوق‌العاده داشت.

27. Terrifying — بسیار ترسناک، وحشت‌آور

برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که ترس شدیدی ایجاد می‌کند.

Example: Driving through the storm was a terrifying experience.

ترجمه: رانندگی در میان طوفان تجربه‌ای بسیار ترسناک بود.

28. Subcontinent — شبه‌قاره

به بخش بزرگی از یک قاره گفته می‌شود که از نظر جغرافیایی یا ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی تا حدی متمایز است. شبه‌قاره هند نمونه شناخته‌شده آن است.

Example: The Indian subcontinent has a rich cultural history.

ترجمه: شبه‌قاره هند تاریخ فرهنگی غنی‌ای دارد.

تفاوت واژه‌های مهم درس

Hero، Heroic و Heroism

این سه واژه به یک مفهوم مرتبط هستند، اما نقش دستوری متفاوتی دارند:

  • Hero (اسم): قهرمان
    He is a national hero. — او یک قهرمان ملی است.
  • Heroic (صفت): قهرمانانه
    It was a heroic act. — این یک اقدام قهرمانانه بود.
  • Heroism (اسم): قهرمانی و دلاوری
    His heroism inspired others. — دلاوری او به دیگران انگیزه داد.

Pioneer و Pioneered

  • Pioneer: پیشگام؛ اسم یا فعل در زمان حال
  • Pioneered: شکل گذشته یا قسمت سوم فعل

Example: She pioneered a new approach to teaching.

ترجمه: او رویکرد جدیدی را در آموزش ابداع کرد و توسعه داد.

Revolt و Reformation

  • Revolt: شورش یا قیام علیه یک قدرت
  • Reformation: اصلاح یا اصلاحات اساسی در یک نظام یا مجموعه باورها

این دو واژه معنای یکسانی ندارند؛ شورش لزوماً به معنی اصلاح یک نظام نیست.

کالوکیشن‌های مهم Chapter 21

کالوکیشن‌ها ترکیب‌هایی از کلمات هستند که معمولاً در کنار هم استفاده می‌شوند. یادگیری آن‌ها کمک می‌کند انگلیسی طبیعی‌تری صحبت کنید.

1. National hero — قهرمان ملی

به شخصی گفته می‌شود که به دلیل خدمات یا شجاعتش در سطح یک ملت مورد احترام است.

Example: The pilot became a national hero after the rescue.

ترجمه: آن خلبان پس از عملیات نجات به قهرمان ملی تبدیل شد.

2. Great adventure — ماجراجویی بزرگ

برای توصیف تجربه‌ای هیجان‌انگیز، تازه یا پر از اتفاقات غیرمعمول استفاده می‌شود.

Example: Moving to another country was a great adventure.

ترجمه: نقل مکان به کشوری دیگر یک ماجراجویی بزرگ بود.

3. Bitter enemies — دشمنان سرسخت

به افرادی یا گروه‌هایی اشاره دارد که خصومت شدیدی با یکدیگر دارند.

Example: The two leaders were once bitter enemies.

ترجمه: آن دو رهبر زمانی دشمنان سرسخت یکدیگر بودند.

4. Economic reform — اصلاحات اقتصادی

به تغییراتی در سیاست‌ها یا ساختار اقتصادی یک کشور گفته می‌شود که با هدف بهبود عملکرد اقتصاد انجام می‌شوند.

Example: The country introduced economic reform to improve its economy.

ترجمه: آن کشور برای بهبود اقتصاد خود اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد.

5. Splendid opportunity — فرصت فوق‌العاده

برای اشاره به فرصتی بسیار خوب و ارزشمند استفاده می‌شود.

Example: This internship is a splendid opportunity to gain experience.

ترجمه: این دوره کارآموزی فرصت فوق‌العاده‌ای برای کسب تجربه است.

6. Terrifying experience — تجربه بسیار ترسناک

برای توصیف تجربه‌ای استفاده می‌شود که ترس زیادی ایجاد کرده است.

Example: Getting lost in the forest was a terrifying experience.

ترجمه: گم شدن در جنگل تجربه‌ای بسیار ترسناک بود.

7. Communist countries — کشورهای کمونیستی

به کشورهایی اشاره دارد که نظام سیاسی یا اقتصادی آن‌ها با ایدئولوژی کمونیستی مرتبط است.

Example: The book discusses the history of communist countries.

ترجمه: این کتاب تاریخ کشورهای کمونیستی را بررسی می‌کند.

8. Brave soldier — سرباز شجاع

ترکیبی برای توصیف سربازی است که شجاعت نشان می‌دهد.

Example: The brave soldier helped the injured civilians.

ترجمه: سرباز شجاع به غیرنظامیان مجروح کمک کرد.

جمع‌بندی درس

در این درس با واژگان مربوط به تاریخ، شجاعت، شهرت، سیاست و ماجراجویی آشنا شدیم. برای یادگیری بهتر، هر واژه را همراه با مثال و ترجمه آن مرور کنید و سپس یک جمله جدید با آن بسازید. همچنین کالوکیشن‌هایی مانند national hero، great adventure و economic reform را به‌صورت یک عبارت کامل یاد بگیرید، نه فقط به شکل کلمات جداگانه.