پسوندها حروفی هستند که به انتهای کلمات اضافه میشوند و نوع کلمه را تغییر میدهند (مثلاً فعل را به اسم تبدیل میکنند).
توضیح کلی:
پسوند اسمساز : ion, -ment, -al-. این پسوندها به انتهای فعلها اضافه میشوند و آنها را به اسم تبدیل میکنند. این اسمهای جدید معمولاً به “عمل”، “فرآیند” یا “نتیجه” آن فعل اشاره دارند.
- -ion: این پسوند اغلب برای نشان دادن یک عمل، فرآیند یا حالت به کار میرود. (مثلاً
create(خلق کردن) بهcreation(خلقت، آفرینش) تبدیل میشود.) - -ment: این پسوند معمولاً نتیجه یک عمل یا خودِ آن عمل را نشان میدهد. (مثلاً
accomplish(به انجام رساندن) بهaccomplishment(دستاورد) تبدیل میشود.) - -al: این پسوند نیز برای نشان دادن عمل یا فرآیند یک فعل استفاده میشود. (مثلاً
refuse(رد کردن) بهrefusal(امتناع، رد) تبدیل میشود.)
در ادامه، جدول کلمات، ترجمه فارسی و یک جمله نمونه برای هر کدام آمده است:
| کلمه (Word) | ترجمه فارسی | جمله نمونه (Example Sentence) |
|---|---|---|
| accommodation | محل اقامت، اسکان | We found cheap accommodation near the beach. (ما یک محل اقامت ارزان نزدیک ساحل پیدا کردیم.)
|
| creation | خلقت، آفرینش | The creation of this artwork took months. (آفرینش این اثر هنری ماهها طول کشید.) |
| appreciation | قدردانی، تحسین | Please accept this gift as a sign of our appreciation. (لطفاً این هدیه را به عنوان نشانه قدردانی ما بپذیرید.) |
| collaboration | همکاری، مشارکت | The project was a successful collaboration between two companies. (این پروژه یک همکاری موفق بین دو شرکت بود.) |
| completion | تکمیل، اتمام | The completion date for the new school is next year. (تاریخ تکمیل مدرسه جدید سال آینده است.) |
| hesitation | تردید، درنگ | She agreed without any hesitation. (او بدون هیچ تردیدی موافقت کرد.) |
| inspection | بازرسی | The car passed its annual safety inspection. (ماشین در بازرسی ایمنی سالانه خود قبول شد.)
|
| detection | کشف، شناسایی | Early detection of cancer saves lives. (تشخیص زودهنگام سرطان جان انسانها را نجات میدهد.) |
| objection | اعتراض، مخالفت | I have no objection to your plan. (من هیچ اعتراضی به نقشه شما ندارم.)
|
| resignation | استعفا | The manager handed in his resignation. (مدیر استعفای خود را تحویل داد.) |
| accomplishment | دستاورد | Finishing the marathon was a great personal accomplishment. (به پایان رساندن ماراتن یک دستاورد شخصی بزرگ بود.) |
| acknowledgement | تایید، قدردانی | He never received any acknowledgement for his work. (او هرگز هیچ تاییدی برای کارش دریافت نکرد.) |
| encouragement | تشویق | A little encouragement can make a big difference. (کمی تشویق میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.) |
| measurement | اندازهگیری | The tailor took my measurements for a new suit. (خیاط اندازههای من را برای یک کت و شلوار جدید گرفت.) |
| settlement | توافق، سازش | The two sides finally reached a settlement. (دو طرف سرانجام به توافق رسیدند.)
|
| denial | انکار | His public denial of the accusations was not convincing. (انکار علنی او در مورد اتهامات قانعکننده نبود.) |
| dismissal | اخراج | Her unfair dismissal led to a lawsuit. (اخراج ناعادلانه او منجر به یک دعوای حقوقی شد.) |
| proposal | پیشنهاد، طرح | The committee is reviewing the new proposal. (کمیته در حال بررسی پیشنهاد جدید است.)
|
| refusal | امتناع، رد | His refusal to help surprised everyone. (امتناع او از کمک کردن همه را شگفتزده کرد.) |
کاری از : پریان علی عسگری
آکادمی زبان انگلیسی محمدرضا توسلی




