آموزش لغات IELTS درس 8 | Vocabulary for IELTS – Time & History
یادگیری لغات مرتبط با زمان و تاریخ یکی از بخشهای مهم تقویت دایره واژگان برای آزمون IELTS است. موضوعاتی مانند دورههای تاریخی، تمدنهای باستانی، باستانشناسی، نسلها و ترتیب زمانی اتفاقات ممکن است در متون Reading و موضوعات Writing و Speaking آیلتس دیده شوند.
در این درس از کتاب Vocabulary for IELTS – Unit 8، مجموعهای از لغات مهم درباره زمان و تاریخ را همراه با معنی فارسی، مثال انگلیسی، ترجمه و کالوکیشنهای کاربردی یاد میگیریم.
1. Time Periods & History | دورههای زمانی و تاریخ
این گروه از لغات برای صحبت درباره دورههای تاریخی، بازههای زمانی و مراحل مختلف تاریخ استفاده میشوند.
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Age | عصر / دوره / سن |
| Era | دوره / عصر |
| Century | قرن |
| Decade | دهه |
| Millennia | هزارهها |
| Period | دوره / بازه زمانی |
| Phase | مرحله / فاز |
| The Middle Ages | قرون وسطی |
Example:
The Middle Ages were an important historical era.
ترجمه: قرون وسطی یک دوره تاریخی مهم بود.
Useful Collocations:
- The modern era: عصر مدرن
- The ancient world: جهان باستان
- The Middle Ages: قرون وسطی
- A historical period: یک دوره تاریخی
- Over several decades: طی چندین دهه
- A new phase: مرحلهای جدید
- The Bronze Age: عصر برنز
- The Iron Age: عصر آهن
Example: Many important changes took place during the Middle Ages.
ترجمه: تغییرات مهم بسیاری در دوران قرون وسطی اتفاق افتادند.
نکته مهم: برای درک بهتر این واژگان، به تفاوت آنها توجه کنید:
- Decade: ده سال
- Century: صد سال
- Millennium: هزار سال
- Era: دورهای تاریخی یا زمانی که ویژگی خاصی دارد.
نکته گرامری: شکل جمع Millennium به دو صورت Millennia و Millenniums استفاده میشود. در متون رسمی و آکادمیک، Millennia بسیار رایج است.
2. Archaeology & Evidence | باستانشناسی و شواهد
این واژگان در متون مربوط به تمدنهای قدیمی، کشفیات تاریخی و تحقیقات باستانشناسی کاربرد زیادی دارند.
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Archaeologist | باستانشناس |
| Excavation | حفاری / کاوش باستانشناسی |
| Evidence | شواهد / مدارک |
| Pioneer | پیشگام |
Example:
Archaeologists found evidence during the excavation.
ترجمه: باستانشناسان در جریان حفاری شواهدی پیدا کردند.
Useful Collocations:
- Archaeological excavation: کاوش باستانشناسی
- Historical evidence: شواهد تاریخی
- Gather evidence: جمعآوری شواهد
- Ancient remains: بقایای باستانی
- A pioneering researcher: پژوهشگر پیشگام
- Archaeological discoveries: کشفیات باستانشناسی
Example: Archaeologists discovered ancient remains during the excavation.
ترجمه: باستانشناسان در جریان حفاری بقایای باستانی را کشف کردند.
نکته واژگانی: به تفاوت این دو کلمه توجه کنید:
- Evidence: شواهد و اطلاعاتی که چیزی را تأیید میکنند.
- Proof: مدرک یا دلیلی که برای اثبات قطعی یک موضوع ارائه میشود.
نکته گرامری: Evidence در انگلیسی معمولاً اسم غیرقابلشمارش است. بنابراین بهجای An evidence از A piece of evidence استفاده میکنیم.
3. Generations & Time Span | نسلها و بازه زمانی
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Generation | نسل |
| Timeline | خط زمانی |
| Span | بازه زمانی / دربرگرفتن |
Example:
The tradition spans several generations.
ترجمه: این سنت چندین نسل را دربر میگیرد.
Useful Collocations:
- Future generations: نسلهای آینده
- Older generations: نسلهای قدیمیتر
- A family tradition: یک سنت خانوادگی
- A timeline of events: خط زمانی رویدادها
- Over a long span of time: در طول یک بازه زمانی طولانی
- Span several centuries: چندین قرن را دربر گرفتن
Example: The timeline shows how the city developed over several centuries.
ترجمه: خط زمانی نشان میدهد که این شهر طی چندین قرن چگونه توسعه پیدا کرده است.
نکته مهم: Span هم میتواند اسم باشد و هم فعل:
- The time span was relatively short.
بازه زمانی نسبتاً کوتاه بود. - The tradition spans three generations.
این سنت سه نسل را دربر میگیرد.
4. Historical Adjectives | صفات تاریخی
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Ancient | باستانی / بسیار قدیمی |
| Prehistoric | پیشاتاریخی |
| Historical | تاریخی |
| Chronological | به ترتیب زمانی |
Example:
Ancient civilizations are studied in chronological order.
ترجمه: تمدنهای باستانی به ترتیب زمانی مطالعه میشوند.
Useful Collocations:
- Ancient civilization: تمدن باستانی
- Prehistoric period: دوره پیشاتاریخی
- Historical events: رویدادهای تاریخی
- Historical records: اسناد تاریخی
- Chronological order: ترتیب زمانی
- Ancient ruins: ویرانههای باستانی
Example: Students learned about ancient civilizations through historical records.
ترجمه: دانشآموزان از طریق اسناد تاریخی درباره تمدنهای باستانی یاد گرفتند.
نکته مهم: تفاوت Ancient و Prehistoric را به خاطر بسپارید:
- Ancient: مربوط به دوران باستان، معمولاً پس از شکلگیری تمدنها و نظامهای نوشتاری.
- Prehistoric: مربوط به دوران پیش از وجود اسناد مکتوب تاریخی.
همچنین Chronological به معنای مرتبشده بر اساس زمان وقوع اتفاقات است.
5. Time & Sequence Adjectives | صفات مربوط به زمان و ترتیب
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Consecutive | متوالی / پشت سر هم |
| Prior | قبلی / پیشین |
| Imminent | قریبالوقوع |
| Punctual | وقتشناس |
| Time-consuming | وقتگیر |
Example:
The meeting was time-consuming but productive.
ترجمه: جلسه وقتگیر اما پربازده بود.
Useful Collocations:
- Consecutive days: روزهای متوالی
- Prior experience: تجربه قبلی
- Prior knowledge: دانش قبلی
- Imminent danger: خطر قریبالوقوع
- A punctual person: فرد وقتشناس
- A time-consuming task: کار وقتگیر
Example: The project required several consecutive days of work.
ترجمه: این پروژه به چندین روز کار متوالی نیاز داشت.
نکته واژگانی:
Prior معمولاً قبل از اسم میآید:
- Prior experience
- Prior knowledge
- Prior agreement
اما Punctual بیشتر برای توصیف فردی استفاده میشود که سر وقت در قرارها یا برنامهها حاضر میشود.
6. Age & Feelings | سن و احساسات
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Middle-aged | میانسال |
| Nostalgic | نوستالژیک / دلتنگ گذشته |
Example:
He felt nostalgic about his childhood.
ترجمه: او نسبت به دوران کودکی خود احساس نوستالژی داشت.
Useful Collocations:
- Middle-aged man: مرد میانسال
- Middle-aged woman: زن میانسال
- Feel nostalgic: احساس نوستالژی داشتن
- Nostalgic memories: خاطرات نوستالژیک
- A sense of nostalgia: احساس دلتنگی برای گذشته
Example: Looking at old photographs made her feel nostalgic.
ترجمه: نگاه کردن به عکسهای قدیمی باعث شد احساس نوستالژی کند.
نکته مهم: Nostalgic صفت است و Nostalgia اسم آن محسوب میشود.
- I feel nostalgic about my school days.
من برای روزهای مدرسهام احساس دلتنگی میکنم. - I have a sense of nostalgia when I visit my hometown.
وقتی به زادگاهم سر میزنم، احساس نوستالژی پیدا میکنم.
7. Verbs Related to Time | افعال مرتبط با زمان
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Infer | استنباط کردن / نتیجهگیری کردن |
| Predate | قدیمیتر بودن / پیش از چیزی وجود داشتن |
| Span | دربرگرفتن |
Example:
Historians infer that the building predates the Middle Ages.
ترجمه: مورخان استنباط میکنند که این بنا قدیمیتر از قرون وسطی است.
Useful Collocations:
- Infer from evidence: از شواهد نتیجهگیری کردن
- Infer a conclusion: نتیجهای را استنباط کردن
- Predate a historical event: قدیمیتر از یک رویداد تاریخی بودن
- Span several generations: چندین نسل را دربرگرفتن
- Span a long period: یک دوره طولانی را دربرگرفتن
Example: Researchers inferred from the evidence that the settlement was very old.
ترجمه: پژوهشگران از شواهد نتیجه گرفتند که این سکونتگاه بسیار قدیمی بوده است.
نکته مهم: فعل Predate معمولاً با ساختار زیر استفاده میشود:
Something predates something else.
مثال:
This ancient building predates the Roman Empire.
این بنای باستانی قدیمیتر از امپراتوری روم است.
8. Time Expressions | اصطلاحات کاربردی زمان
این بخش از درس اهمیت زیادی دارد؛ زیرا عباراتی مانند On time و In time در مکالمات روزمره و همچنین Writing و Speaking آیلتس کاربرد دارند.
| Expression | معنی فارسی |
|---|---|
| In time | بهموقع / پیش از دیر شدن |
| On time | سر وقت / دقیقاً طبق برنامه |
| Lose track of time | متوجه گذر زمان نشدن |
| Save time | در زمان صرفهجویی کردن |
| Spend time | وقت صرف کردن |
| Take so long | اینقدر طول کشیدن |
| The right time | زمان مناسب |
Examples:
- We arrived on time, but lost track of time while talking.
ترجمه: ما سر وقت رسیدیم، اما هنگام صحبت کردن متوجه گذر زمان نشدیم.
- We arrived in time to catch the train.
ترجمه: ما بهموقع رسیدیم تا به قطار برسیم.
- Using a dictionary can help you save time.
ترجمه: استفاده از فرهنگ لغت میتواند به شما کمک کند در زمان صرفهجویی کنید.
- She spends a lot of time reading historical books.
ترجمه: او زمان زیادی را صرف خواندن کتابهای تاریخی میکند.
نکته بسیار مهم: تفاوت In time و On time
- On time: دقیقاً در زمان تعیینشده و بدون تأخیر.
- In time: بهاندازه کافی زود، قبل از اینکه فرصت از دست برود یا اتفاقی رخ دهد.
مثال:
The train arrived on time.
قطار دقیقاً سر وقت رسید.
We arrived in time to see the beginning of the movie.
ما بهموقع رسیدیم تا ابتدای فیلم را ببینیم.
چند عبارت کاربردی دیگر:
- Waste time: وقت تلف کردن
- Kill time: وقتگذرانی کردن
- Have a hard time: بهسختی کاری را انجام دادن
- Make time for something: برای چیزی وقت اختصاص دادن
- Take a long time: مدت زیادی طول کشیدن
9. Adverbs of Time & Sequence | قیدهای زمان و ترتیب
این قیدها برای توضیح ترتیب اتفاقات و بیان اینکه چیزی در گذشته چه زمانی اتفاق افتاده است، کاربرد دارند.
| Vocabulary | معنی فارسی |
|---|---|
| Chronologically | به ترتیب زمانی |
| Formerly | قبلاً / در گذشته |
| Previously | پیشتر / قبلاً |
| Subsequently | متعاقباً / پس از آن |
Example:
The land was formerly farmland and subsequently became a city.
ترجمه: این زمین قبلاً زمین کشاورزی بود و پس از آن به شهر تبدیل شد.
Useful Collocations:
- Chronologically arranged: مرتبشده بر اساس ترتیب زمانی
- Formerly known as: که قبلاً با نام … شناخته میشد
- Previously mentioned: قبلاً ذکرشده
- Subsequently developed: متعاقباً توسعه یافت
- Previously established: قبلاً تأسیسشده
Example: The events are presented chronologically in the history book.
ترجمه: رویدادها در کتاب تاریخ به ترتیب زمانی ارائه شدهاند.
نکته مهم: تفاوت Previously و Subsequently را در نظر بگیرید:
- Previously: قبل از زمان مورد اشاره
- Subsequently: بعد از زمان مورد اشاره
مثال:
The building was previously a school and subsequently became a museum.
این ساختمان قبلاً مدرسه بود و بعداً به موزه تبدیل شد.
جمعبندی لغات مهم Unit 8 کتاب Vocabulary for IELTS
در این درس با مجموعهای از لغات مهم درباره زمان، تاریخ، تمدنهای باستانی و ترتیب رویدادها آشنا شدیم. این واژگان میتوانند در درک متون تاریخی و آکادمیک و همچنین بیان دقیقتر اتفاقات در Writing و Speaking آزمون IELTS به شما کمک کنند.
برای مرور بهتر، ترکیبهای زیر را به خاطر بسپارید:
- The Middle Ages: قرون وسطی
- Ancient civilization: تمدن باستانی
- Archaeological excavation: کاوش باستانشناسی
- Historical evidence: شواهد تاریخی
- Chronological order: ترتیب زمانی
- Consecutive days: روزهای متوالی
- Prior experience: تجربه قبلی
- Feel nostalgic: احساس نوستالژی داشتن
- Lose track of time: متوجه گذر زمان نشدن
- Save time: صرفهجویی در زمان
- Span several generations: چندین نسل را دربرگرفتن
- Subsequently developed: متعاقباً توسعه یافت
بهترین روش برای یادگیری این واژگان، حفظ کردن آنها در قالب عبارت و جمله است. سعی کنید هنگام تمرین Writing و Speaking از این کلمات در جملات مرتبط با تاریخ، خاطرات گذشته و تغییرات اجتماعی استفاده کنید.