مقدمه: اهمیت موضوع جهانیشدن و جامعه در آزمون IELTS
موضوع Globalization & Society یا «جهانیشدن و جامعه» یکی از موضوعات مهم در آزمون IELTS است. مسائلی مانند تأثیر جهانیشدن بر فرهنگها، تغییرات جمعیتی، مهاجرت، رشد اقتصادی، توسعه شرکتهای بینالمللی و تفاوتهای فرهنگی از جمله موضوعاتی هستند که ممکن است در بخشهای Speaking و Writing با آنها روبهرو شوید.
برای صحبت درباره این موضوعات، بهتر است بهجای استفاده مکرر از کلمات سادهای مانند change, effect, increase و people، واژگان دقیقتری مانند globalization, demographic trends, influence, decline و multiculturalism را یاد بگیرید.
در این درس از مجموعه Vocabulary for IELTS، مهمترین لغات مربوط به جهانیشدن و جامعه را همراه با معنی فارسی، مثال انگلیسی، ترجمه و کالوکیشنهای کاربردی بررسی میکنیم.
1. Globalization & Society | جهانیشدن و جامعه
این گروه از واژگان برای صحبت درباره ارتباط میان کشورها، تغییرات فرهنگی، مدرنسازی و تأثیر جهانیشدن بر هویت جوامع استفاده میشوند.
1. Globalization
معنی: جهانیشدن؛ فرایند افزایش ارتباط و وابستگی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی میان کشورهای مختلف
Example: Globalization has influenced culture and identity worldwide.
ترجمه: جهانیشدن فرهنگ و هویت را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است.
Collocations:
- Economic globalization: جهانیشدن اقتصادی
- Cultural globalization: جهانیشدن فرهنگی
- The effects of globalization: آثار جهانیشدن
- Globalization process: فرایند جهانیشدن
2. Modernization
معنی: نوسازی؛ مدرنسازی و بهروزرسانی سیستمها، روشها و امکانات
Example: Modernization has improved transportation and communication systems in many countries.
ترجمه: نوسازی سیستمهای حملونقل و ارتباطات را در بسیاری از کشورها بهبود داده است.
Collocations:
- Economic modernization: نوسازی اقتصادی
- Modernization process: فرایند نوسازی
- Modernization of society: مدرنسازی جامعه
- Technological modernization: نوسازی فناوری
3. Multiculturalism
معنی: چندفرهنگی بودن؛ حضور و پذیرش فرهنگهای مختلف در یک جامعه
Example: Multiculturalism allows people from different backgrounds to live together and share their traditions.
ترجمه: چندفرهنگی بودن به افراد با پیشینههای مختلف اجازه میدهد در کنار یکدیگر زندگی کنند و سنتهای خود را به اشتراک بگذارند.
Collocations:
- Cultural diversity and multiculturalism: تنوع فرهنگی و چندفرهنگی بودن
- Promote multiculturalism: ترویج چندفرهنگی بودن
- A multicultural society: جامعهای چندفرهنگی
4. Culture
معنی: فرهنگ؛ مجموعهای از باورها، آدابورسوم، ارزشها و شیوه زندگی یک جامعه
Example: Globalization has made it easier for people to learn about other cultures.
ترجمه: جهانیشدن آشنایی مردم با فرهنگهای دیگر را آسانتر کرده است.
Collocations:
- Cultural differences: تفاوتهای فرهنگی
- Cultural values: ارزشهای فرهنگی
- Traditional culture: فرهنگ سنتی
- Cultural heritage: میراث فرهنگی
5. Identity
معنی: هویت؛ ویژگیها و باورهایی که فرد یا گروهی را از دیگران متمایز میکند
Example: Language plays an important role in shaping national identity.
ترجمه: زبان نقش مهمی در شکلگیری هویت ملی دارد.
Collocations:
- Cultural identity: هویت فرهنگی
- National identity: هویت ملی
- Personal identity: هویت فردی
- Preserve one’s identity: هویت خود را حفظ کردن
6. Isolation
معنی: انزوا؛ جدا بودن از دیگران یا نداشتن ارتباط کافی با جامعه
Example: Modern communication technology has reduced the isolation of people living in remote areas.
ترجمه: فناوری ارتباطات مدرن انزوای افرادی را که در مناطق دورافتاده زندگی میکنند کاهش داده است.
Collocations:
- Social isolation: انزوای اجتماعی
- Cultural isolation: انزوای فرهنگی
- Feelings of isolation: احساس انزوا
- Isolation from society: انزوا از جامعه
2. Population & Demographics | جمعیت و ویژگیهای جمعیتی
این واژگان برای صحبت درباره ساختار جمعیت، سالمندی، تغییرات سنی و آمار جمعیتی کاربرد دارند. این بخش بهخصوص برای موضوعات آماری در IELTS Writing Task 1 نیز مفید است.
7. Population
معنی: جمعیت؛ تعداد افرادی که در یک منطقه، شهر یا کشور زندگی میکنند
Example: The population of large cities is growing rapidly.
ترجمه: جمعیت شهرهای بزرگ بهسرعت در حال افزایش است.
Collocations:
- Population growth: رشد جمعیت
- Population decline: کاهش جمعیت
- World population: جمعیت جهان
- Population density: تراکم جمعیت
8. Demographics
معنی: ویژگیها و ترکیب جمعیتی یک جامعه، مانند سن، جنسیت، درآمد و سطح تحصیلات
Example: The country’s demographics have changed significantly over the past decade.
ترجمه: ویژگیهای جمعیتی این کشور طی دهه گذشته بهطور قابلتوجهی تغییر کرده است.
Collocations:
- Changing demographics: تغییرات در ساختار جمعیتی
- Population demographics: ویژگیهای جمعیتی
- Demographic data: دادههای جمعیتشناختی
- Demographic changes: تغییرات جمعیتی
نکته: کلمه Demographics معمولاً به ویژگیها و ترکیب جمعیت اشاره دارد، نه صرفاً تعداد افراد.
9. Demographic
معنی: جمعیتشناختی؛ مربوط به ویژگیها و ساختار جمعیت
Part of Speech: Adjective
Example: The government needs to understand demographic changes before planning public services.
ترجمه: دولت باید پیش از برنامهریزی خدمات عمومی، تغییرات جمعیتشناختی را درک کند.
Collocations:
- Demographic trends: روندهای جمعیتشناختی
- Demographic changes: تغییرات جمعیتشناختی
- Demographic factors: عوامل جمعیتشناختی
- Demographic data: دادههای جمعیتشناختی
10. Ageing
معنی: سالخورده شدن؛ افزایش سن افراد یا افزایش سهم سالمندان در جمعیت
Example: Ageing populations are creating new challenges for healthcare systems.
ترجمه: جمعیتهای در حال سالمند شدن، چالشهای جدیدی برای سیستمهای درمانی ایجاد میکنند.
Collocations:
- An ageing population: جمعیت سالخورده
- Population ageing: سالمند شدن جمعیت
- Ageing society: جامعه سالخورده
- Ageing process: فرایند پیر شدن
11. Elderly
معنی: سالمند؛ مربوط به افراد مسن
Part of Speech: Adjective / Noun
Example: The government should provide better healthcare services for elderly people.
ترجمه: دولت باید خدمات درمانی بهتری برای افراد سالمند فراهم کند.
Collocations:
- Elderly people: افراد سالمند
- Elderly citizens: شهروندان سالمند
- Care for the elderly: مراقبت از سالمندان
- Elderly population: جمعیت سالمند
نکته: در انگلیسی رسمی، عبارت older people نیز بسیار طبیعی و محترمانه است و میتواند جایگزین the elderly شود.
12. Percentage
معنی: درصد؛ نسبت یک مقدار به صد
Example: The percentage of elderly people is increasing.
ترجمه: درصد افراد سالمند در حال افزایش است.
Collocations:
- A high percentage: درصد بالا
- A small percentage: درصد کم
- The percentage of the population: درصد جمعیت
- Increase in percentage: افزایش درصدی
13. Proportion
معنی: نسبت؛ سهم یک بخش از کل
Example: A large proportion of the population lives in urban areas.
ترجمه: بخش بزرگی از جمعیت در مناطق شهری زندگی میکند.
Collocations:
- A large proportion: نسبت یا سهم زیاد
- A small proportion: نسبت یا سهم کم
- The proportion of elderly people: سهم افراد سالمند
- A growing proportion: سهم رو به افزایش
14. Rate
معنی: نرخ؛ میزان وقوع یا تغییر یک پدیده در یک بازه زمانی یا نسبت به یک معیار مشخص
Example: The birth rate has declined in many developed countries.
ترجمه: نرخ تولد در بسیاری از کشورهای توسعهیافته کاهش یافته است.
Collocations:
- Birth rate: نرخ تولد
- Death rate: نرخ مرگومیر
- Growth rate: نرخ رشد
- Unemployment rate: نرخ بیکاری
- Literacy rate: نرخ سواد
15. Statistics
معنی: آمار؛ اطلاعات عددی که برای بررسی و تحلیل یک موضوع جمعآوری میشوند
Example: Recent statistics show a significant increase in the number of international migrants.
ترجمه: آمارهای اخیر افزایش قابلتوجهی را در تعداد مهاجران بینالمللی نشان میدهند.
Collocations:
- Official statistics: آمار رسمی
- Recent statistics: آمارهای اخیر
- Population statistics: آمار جمعیت
- Statistical data: دادههای آماری
3. Trend & Prediction | روند و پیشبینی
این گروه از کلمات برای توصیف تغییرات، تحلیل اطلاعات و پیشبینی وضعیت آینده کاربرد دارند. این واژگان بهویژه در IELTS Writing Task 1 و موضوعات تحلیلی Writing Task 2 مفید هستند.
16. Trend
معنی: روند؛ جهت یا الگوی تغییرات یک پدیده در طول زمان
Example: There is a growing trend towards online education.
ترجمه: گرایش به آموزش آنلاین رو به افزایش است.
Collocations:
- A growing trend: روند رو به رشد
- A downward trend: روند نزولی
- An upward trend: روند صعودی
- Follow a trend: از یک روند پیروی کردن
- Current trends: روندهای کنونی
17. Prediction
معنی: پیشبینی؛ بیان آنچه احتمالاً در آینده اتفاق خواهد افتاد
Example: Experts made a prediction about future population growth.
ترجمه: کارشناسان درباره رشد جمعیت در آینده پیشبینیای انجام دادند.
Collocations:
- Make a prediction: پیشبینی کردن
- Future predictions: پیشبینیهای آینده
- Accurate prediction: پیشبینی دقیق
- Economic prediction: پیشبینی اقتصادی
18. Projection
معنی: برآورد یا پیشبینی آماری؛ تخمینی درباره وضعیت آینده بر اساس دادهها و فرضیات موجود
Example: Population projections suggest that the number of elderly people will increase over the next twenty years.
ترجمه: برآوردهای جمعیتی نشان میدهند که تعداد افراد سالمند طی بیست سال آینده افزایش خواهد یافت.
Collocations:
- Population projections: برآوردهای جمعیتی
- Future projections: پیشبینیهای آینده
- Economic projections: برآوردهای اقتصادی
- Long-term projections: پیشبینیهای بلندمدت
19. Indicate
معنی: نشان دادن؛ حاکی از چیزی بودن
Example: Statistics indicate a long-term demographic trend.
ترجمه: آمار یک روند جمعیتی بلندمدت را نشان میدهد.
Collocations:
- Statistics indicate: آمار نشان میدهد
- Data indicate: دادهها نشان میدهند
- Clearly indicate: بهوضوح نشان دادن
- Indicate a change: نشاندهنده یک تغییر بودن
20. Factor
معنی: عامل؛ چیزی که در ایجاد یا تغییر یک وضعیت نقش دارد
Example: Education is an important factor in economic development.
ترجمه: آموزش عامل مهمی در توسعه اقتصادی است.
Collocations:
- A major factor: عامل اصلی
- An important factor: عامل مهم
- Contributing factor: عامل مؤثر
- Economic factors: عوامل اقتصادی
- Social factors: عوامل اجتماعی
4. Economy & Business | اقتصاد و تجارت
این واژگان برای صحبت درباره شرکتها، بازارهای بینالمللی، رقابت اقتصادی و تأثیر جهانیشدن بر کسبوکارها استفاده میشوند.
21. Brand
معنی: برند؛ نام یا نشانهای که یک محصول یا شرکت را از دیگران متمایز میکند
Example: Global brands have become increasingly popular in developing countries.
ترجمه: برندهای جهانی در کشورهای در حال توسعه بهطور فزایندهای محبوب شدهاند.
Collocations:
- Global brand: برند جهانی
- Famous brand: برند معروف
- Brand identity: هویت برند
- Brand awareness: آگاهی از برند
- Build a brand: ساختن یک برند
22. Industry
معنی: صنعت؛ مجموعه فعالیتهای اقتصادی مرتبط با تولید کالا یا ارائه خدمات
Example: The technology industry has experienced rapid growth.
ترجمه: صنعت فناوری رشد سریعی را تجربه کرده است.
Collocations:
- Tourism industry: صنعت گردشگری
- Technology industry: صنعت فناوری
- Manufacturing industry: صنعت تولید
- Industrial development: توسعه صنعتی
23. Market
معنی: بازار؛ محیطی که در آن کالاها و خدمات خریدوفروش میشوند
Example: International companies compete in the global market.
ترجمه: شرکتهای بینالمللی در بازار جهانی با یکدیگر رقابت میکنند.
Collocations:
- Global market: بازار جهانی
- Local market: بازار محلی
- Enter a market: وارد یک بازار شدن
- Market competition: رقابت در بازار
- Market share: سهم بازار
24. Joint Venture
معنی: سرمایهگذاری مشترک؛ همکاری تجاری میان دو یا چند شرکت برای اجرای یک پروژه یا فعالیت اقتصادی
Example: The two companies established a joint venture to develop new technology.
ترجمه: دو شرکت برای توسعه فناوری جدید یک سرمایهگذاری مشترک ایجاد کردند.
Collocations:
- Establish a joint venture: ایجاد سرمایهگذاری مشترک
- Joint venture agreement: توافقنامه سرمایهگذاری مشترک
- International joint venture: سرمایهگذاری مشترک بینالمللی
25. Have a Monopoly
معنی: انحصار داشتن؛ کنترل کامل یا بسیار گسترده یک بازار یا بخش اقتصادی را در اختیار داشتن
Example: The company has a monopoly on the production of this particular product.
ترجمه: این شرکت در تولید این محصول خاص انحصار دارد.
Collocations:
- Have a monopoly: انحصار داشتن
- A government monopoly: انحصار دولتی
- A market monopoly: انحصار بازار
- Monopoly power: قدرت انحصاری
26. Development
معنی: توسعه؛ فرایند رشد، پیشرفت یا بهبود
Example: Economic development can improve people’s living standards.
ترجمه: توسعه اقتصادی میتواند سطح زندگی مردم را بهبود دهد.
Collocations:
- Economic development: توسعه اقتصادی
- Social development: توسعه اجتماعی
- Technological development: توسعه فناوری
- Sustainable development: توسعه پایدار
- Personal development: رشد فردی
27. Impact
معنی: تأثیر؛ اثر قابلتوجه یک اتفاق یا عامل بر چیز دیگر
Example: Globalization has had a major impact on international trade.
ترجمه: جهانیشدن تأثیر عمدهای بر تجارت بینالمللی داشته است.
Collocations:
- Have an impact on: بر چیزی تأثیر گذاشتن
- A major impact: تأثیر عمده
- Positive impact: تأثیر مثبت
- Negative impact: تأثیر منفی
- Long-term impact: تأثیر بلندمدت
28. Influence
معنی: نفوذ یا تأثیر؛ قدرت اثرگذاری بر رفتار، تصمیم یا شرایط
Example: Social media has a strong influence on consumer behavior.
ترجمه: رسانههای اجتماعی تأثیر زیادی بر رفتار مصرفکنندگان دارند.
Collocations:
- Have an influence on: بر چیزی تأثیر داشتن
- Cultural influence: تأثیر فرهنگی
- Political influence: نفوذ سیاسی
- Under the influence of: تحت تأثیرِ
5. Increase & Decline | افزایش و کاهش
این گروه از واژگان برای توصیف تغییرات اقتصادی، جمعیتی و اجتماعی بسیار مهم است. یادگیری تفاوت این کلمات به شما کمک میکند در IELTS Writing و Speaking از واژههای متنوعتر و دقیقتری استفاده کنید.
29. Increase
معنی: افزایش یافتن؛ زیاد شدن
Example: The number of international students has increased significantly.
ترجمه: تعداد دانشجویان بینالمللی بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است.
Collocations:
- A significant increase: افزایش قابلتوجه
- A gradual increase: افزایش تدریجی
- Increase rapidly: بهسرعت افزایش یافتن
- Increase in population: افزایش جمعیت
30. Decline
معنی: کاهش یافتن؛ افت کردن
Example: The birth rate has experienced a steady decline.
ترجمه: نرخ تولد کاهش تدریجی و پیوستهای را تجربه کرده است.
Collocations:
- A sharp decline: کاهش شدید
- A gradual decline: کاهش تدریجی
- A decline in population: کاهش جمعیت
- Economic decline: رکود یا افت اقتصادی
31. Diminish
معنی: کاهش یافتن یا کاهش دادن؛ کمتر شدن شدت، اهمیت یا مقدار چیزی
Example: Global competition may diminish the market share of small businesses.
ترجمه: رقابت جهانی ممکن است سهم بازار کسبوکارهای کوچک را کاهش دهد.
Collocations:
- Diminish the impact: کاهش دادن تأثیر
- Diminish in importance: از اهمیت افتادن
- Gradually diminish: بهتدریج کاهش یافتن
32. Dwindle
معنی: بهتدریج کم شدن؛ کاهش پیدا کردن تا مقدار کمتری
Example: The number of people living in some rural areas continues to dwindle.
ترجمه: تعداد افرادی که در برخی مناطق روستایی زندگی میکنند همچنان بهتدریج کاهش مییابد.
Collocations:
- Numbers dwindle: تعداد کاهش مییابد
- Resources dwindle: منابع کم میشوند
- Gradually dwindle: بهتدریج کاهش یافتن
- Dwindling population: جمعیت رو به کاهش
33. Compound
معنی: تشدید کردن یا وخیمتر کردن؛ ترکیب کردن
Part of Speech: Verb
Example: Economic instability can compound the problems faced by low-income families.
ترجمه: بیثباتی اقتصادی میتواند مشکلاتی را که خانوادههای کمدرآمد با آن روبهرو هستند تشدید کند.
Collocations:
- Compound a problem: مشکلی را تشدید کردن
- Compound the effects: آثار را تشدید کردن
- Compound difficulties: دشواریها را بیشتر کردن
نکته مهم: فعل compound همیشه به معنی «ترکیب شدن» نیست. در جملههای رسمی و دانشگاهی، اغلب به معنی «شدیدتر یا پیچیدهتر کردن یک مشکل» استفاده میشود.
34. Contribute
معنی: کمک کردن؛ سهم داشتن در ایجاد یک نتیجه یا وضعیت
Example: Economic problems can contribute to population decline.
ترجمه: مشکلات اقتصادی میتوانند به کاهش جمعیت کمک کنند.
Collocations:
- Contribute to economic growth: به رشد اقتصادی کمک کردن
- Contribute to society: به جامعه کمک کردن
- Contribute to a problem: در ایجاد یک مشکل نقش داشتن
- Contribute to development: به توسعه کمک کردن
نکته گرامری: بعد از contribute to اگر فعل بیاید، باید از شکل ing استفاده کنیم.
Example: Technology contributes to improving communication.
فناوری به بهبود ارتباطات کمک میکند.
35. Dominate
معنی: تسلط داشتن؛ کنترل یا نفوذ گسترده داشتن بر چیزی
Example: The company dominates the global market.
ترجمه: این شرکت بر بازار جهانی تسلط دارد.
Collocations:
- Dominate the market: بر بازار تسلط داشتن
- Dominate an industry: بر یک صنعت تسلط داشتن
- Dominate the economy: بر اقتصاد تسلط داشتن
- Market dominance: سلطه بر بازار
6. Migration & Movement | مهاجرت و جابهجایی
این واژگان برای صحبت درباره مهاجرت، تغییر محل زندگی، جابهجایی جمعیت و فرایندهای اجتماعی کاربرد دارند.
36. Migrate
معنی: مهاجرت کردن؛ از یک منطقه یا کشور به منطقه یا کشور دیگر نقل مکان کردن
Example: Many people migrate in search of better opportunities.
ترجمه: بسیاری از مردم در جستوجوی فرصتهای بهتر مهاجرت میکنند.
Collocations:
- Migrate to another country: به کشور دیگری مهاجرت کردن
- Migrate for work: برای کار مهاجرت کردن
- Rural-to-urban migration: مهاجرت از روستا به شهر
- International migration: مهاجرت بینالمللی
37. Merge
معنی: ادغام شدن یا ادغام کردن؛ یکی شدن دو یا چند بخش، شرکت یا گروه
Example: The two companies decided to merge to strengthen their position in the global market.
ترجمه: دو شرکت تصمیم گرفتند برای تقویت موقعیت خود در بازار جهانی با یکدیگر ادغام شوند.
Collocations:
- Merge with another company: با شرکت دیگری ادغام شدن
- Merge two businesses: دو کسبوکار را ادغام کردن
- Merge into one: به یک مورد تبدیل شدن
- Company merger: ادغام شرکتها
38. Cycle
معنی: چرخه؛ مجموعهای از مراحل یا اتفاقات که بهصورت منظم تکرار میشوند
Example: Economic growth and decline are often part of a larger economic cycle.
ترجمه: رشد و رکود اقتصادی اغلب بخشی از یک چرخه اقتصادی بزرگتر هستند.
Collocations:
- Economic cycle: چرخه اقتصادی
- Business cycle: چرخه کسبوکار
- Life cycle: چرخه زندگی
- A continuous cycle: چرخه پیوسته
- Cycle of poverty: چرخه فقر
7. Abstract Concepts | مفاهیم انتزاعی و دانشگاهی
این گروه از واژگان بیشتر در متون رسمی، تحلیلهای اجتماعی و موضوعات آکادمیک کاربرد دارند.
39. Attitude
معنی: نگرش؛ طرز فکر یا احساس فرد نسبت به یک موضوع یا شخص
Example: People’s attitudes towards globalization have changed over time.
ترجمه: نگرش مردم نسبت به جهانیشدن در طول زمان تغییر کرده است.
Collocations:
- Attitude towards something: نگرش نسبت به چیزی
- Positive attitude: نگرش مثبت
- Negative attitude: نگرش منفی
- Change one’s attitude: تغییر نگرش
40. Hindsight
معنی: نگاه به گذشته و درک بهتر اتفاقات پس از رخ دادن آنها؛ قضاوت با استفاده از دانشی که بعداً به دست آمده است
Example: In hindsight, the decision to invest in that company was a mistake.
ترجمه: با نگاه به گذشته، تصمیم برای سرمایهگذاری در آن شرکت اشتباه بود.
Collocations:
- In hindsight: با نگاه به گذشته
- With the benefit of hindsight: با استفاده از تجربه و دانشی که بعداً به دست آمده است
- Hindsight is 20/20: قضاوت درباره گذشته پس از مشخص شدن نتیجه آسان است.
نکته مهم: Hindsight به معنی آیندهنگری نیست. این کلمه به درک یا قضاوت درباره گذشته پس از مشخص شدن نتایج اشاره دارد.
41. Implication
معنی: پیامد یا نتیجه ضمنی؛ تأثیری که ممکن است از یک تصمیم یا اتفاق ناشی شود
Example: Globalization has important implications for local businesses.
ترجمه: جهانیشدن پیامدهای مهمی برای کسبوکارهای محلی دارد.
Collocations:
- Serious implications: پیامدهای جدی
- Long-term implications: پیامدهای بلندمدت
- Economic implications: پیامدهای اقتصادی
- Social implications: پیامدهای اجتماعی
42. Current
معنی: کنونی؛ مربوط به زمان حال
Part of Speech: Adjective
Example: Current demographic trends suggest that many countries are experiencing population ageing.
ترجمه: روندهای جمعیتشناختی کنونی نشان میدهند که بسیاری از کشورها با سالخورده شدن جمعیت روبهرو هستند.
Collocations:
- Current situation: وضعیت کنونی
- Current trends: روندهای کنونی
- Current population: جمعیت کنونی
- Current economic conditions: شرایط اقتصادی کنونی
43. Subsequent
معنی: بعدی؛ متعاقب؛ اتفاقی که پس از یک رویداد دیگر رخ میدهد
Example: The country experienced rapid economic growth in the subsequent years.
ترجمه: این کشور در سالهای بعد رشد اقتصادی سریعی را تجربه کرد.
Collocations:
- Subsequent years: سالهای بعد
- Subsequent events: رویدادهای بعدی
- Subsequent changes: تغییرات بعدی
- Subsequent developments: تحولات بعدی
44. Long-term
معنی: بلندمدت؛ مربوط به یک دوره زمانی طولانی
Example: Governments should consider the long-term effects of population ageing.
ترجمه: دولتها باید آثار بلندمدت سالخورده شدن جمعیت را در نظر بگیرند.
Collocations:
- Long-term effects: آثار بلندمدت
- Long-term consequences: پیامدهای بلندمدت
- Long-term development: توسعه بلندمدت
- Long-term planning: برنامهریزی بلندمدت
45. Mid-term
معنی: میانمدت؛ مربوط به دوره زمانی بین کوتاهمدت و بلندمدت
Example: The government introduced a mid-term plan to improve the country’s economy.
ترجمه: دولت یک برنامه میانمدت برای بهبود اقتصاد کشور ارائه کرد.
Collocations:
- Mid-term plan: برنامه میانمدت
- Mid-term goals: اهداف میانمدت
- Mid-term strategy: راهبرد میانمدت
- Mid-term economic outlook: چشمانداز اقتصادی میانمدت
8. Descriptive Adjectives | صفات توصیفی مهم
این صفات برای توصیف جوامع، فرهنگها، اقتصادها و تغییرات جهانی کاربرد دارند.
46. Global
معنی: جهانی؛ مربوط به کل جهان
Example: Climate change is a global issue that requires international cooperation.
ترجمه: تغییرات اقلیمی یک مسئله جهانی است که به همکاری بینالمللی نیاز دارد.
Collocations:
- Global economy: اقتصاد جهانی
- Global market: بازار جهانی
- Global issue: مسئله جهانی
- Global communication: ارتباطات جهانی
47. Worldwide
معنی: در سراسر جهان؛ در سطح جهانی
Example: The popularity of online shopping has increased worldwide.
ترجمه: محبوبیت خرید آنلاین در سراسر جهان افزایش یافته است.
Collocations:
- Worldwide popularity: محبوبیت جهانی
- Worldwide demand: تقاضای جهانی
- Worldwide influence: تأثیر در سراسر جهان
- Known worldwide: شناختهشده در سراسر جهان
نکته: Global معمولاً قبل از اسم میآید؛ اما worldwide میتواند بعد از فعل یا در نقش صفت قبل از اسم استفاده شود.
- Global market
- The product is popular worldwide.
- Worldwide recognition
48. Local
معنی: محلی؛ مربوط به یک منطقه یا جامعه مشخص
Example: Global companies can have a strong impact on local businesses.
ترجمه: شرکتهای جهانی میتوانند تأثیر زیادی بر کسبوکارهای محلی داشته باشند.
Collocations:
- Local community: جامعه محلی
- Local businesses: کسبوکارهای محلی
- Local culture: فرهنگ محلی
- Local economy: اقتصاد محلی
49. Multicultural
معنی: چندفرهنگی؛ شامل افراد یا فرهنگهای مختلف
Example: Many large cities have become increasingly multicultural.
ترجمه: بسیاری از شهرهای بزرگ بهطور فزایندهای چندفرهنگی شدهاند.
Collocations:
- Multicultural society: جامعه چندفرهنگی
- Multicultural environment: محیط چندفرهنگی
- Multicultural community: جامعه چندفرهنگی
- Multicultural background: پیشینه چندفرهنگی
50. Ethnic
معنی: قومی؛ مربوط به گروهی از مردم با فرهنگ، زبان یا پیشینه مشترک
Example: The city is multicultural and ethnically diverse.
ترجمه: این شهر چندفرهنگی است و از نظر قومی تنوع زیادی دارد.
Collocations:
- Ethnic diversity: تنوع قومی
- Ethnic groups: گروههای قومی
- Ethnic identity: هویت قومی
- Ethnic communities: جوامع قومی
51. Exotic
معنی: غیرمعمول و متفاوت؛ متعلق به فرهنگ یا منطقهای دور و ناآشنا
Example: The restaurant offers dishes made with exotic ingredients from different countries.
ترجمه: این رستوران غذاهایی با مواد اولیه خاص و غیرمعمول از کشورهای مختلف ارائه میدهد.
Collocations:
- Exotic food: غذای خاص و غیرمعمول
- Exotic cultures: فرهنگهای متفاوت و ناآشنا
- Exotic destinations: مقاصد گردشگری خاص
- Exotic plants: گیاهان غیرمعمول و بومی مناطق دیگر
نکته: کلمه Exotic همیشه به معنی «عجیب» نیست؛ معمولاً برای چیزی استفاده میشود که برای مخاطب ناآشنا، متفاوت یا متعلق به منطقهای دیگر باشد.
52. Wealthy
معنی: ثروتمند؛ دارای پول و دارایی زیاد
Example: Wealthy countries often have more resources to invest in education and healthcare.
ترجمه: کشورهای ثروتمند معمولاً منابع بیشتری برای سرمایهگذاری در آموزش و خدمات درمانی دارند.
Collocations:
- Wealthy countries: کشورهای ثروتمند
- Wealthy individuals: افراد ثروتمند
- A wealthy family: خانواده ثروتمند
- Wealthy society: جامعه ثروتمند
53. Productive
معنی: مولد؛ پربازده؛ دارای توانایی تولید یا انجام کار مفید
Example: A well-educated workforce can make an economy more productive.
ترجمه: نیروی کار تحصیلکرده میتواند اقتصاد را پربازدهتر کند.
Collocations:
- Productive workforce: نیروی کار مولد
- Productive economy: اقتصاد پربازده
- Productive meeting: جلسه مفید و پربازده
- Highly productive: بسیار پربازده
54. Sceptical
معنی: شکاک؛ کسی که بهراحتی چیزی را باور نمیکند و درباره آن تردید دارد
Example: Some people are sceptical about the positive effects of globalization.
ترجمه: برخی افراد درباره آثار مثبت جهانیشدن تردید دارند.
Collocations:
- Sceptical about something: نسبت به چیزی شکاک بودن
- Remain sceptical: همچنان شکاک ماندن
- Highly sceptical: بسیار شکاک
- Sceptical attitude: نگرش شکاکانه
نکته املایی: شکل Sceptical در انگلیسی بریتانیایی رایج است و Skeptical شکل آمریکایی آن است.
9. Important Word Families | همخانوادههای مهم
یادگیری خانواده کلمات به شما کمک میکند در جملهسازی، رایتینگ و اسپیکینگ از شکل درست هر واژه استفاده کنید.
| Word | Part of Speech | Meaning |
|---|---|---|
| Global | Adjective | جهانی |
| Globalize | Verb | جهانی کردن |
| Globalization | Noun | جهانیشدن |
| Modern | Adjective | مدرن |
| Modernize | Verb | مدرنسازی کردن |
| Modernization | Noun | نوسازی |
| Demographic | Adjective / Noun | جمعیتشناختی / ویژگی جمعیتی |
| Demographics | Noun | ویژگیها و ترکیب جمعیت |
| Predict | Verb | پیشبینی کردن |
| Prediction | Noun | پیشبینی |
| Predictable | Adjective | قابل پیشبینی |
| Predictably | Adverb | بهطور قابل پیشبینی |
| Project | Verb / Noun | پیشبینی کردن / پروژه |
| Projection | Noun | برآورد یا پیشبینی |
| Influence | Noun / Verb | تأثیر / تأثیر گذاشتن |
| Influential | Adjective | تأثیرگذار |
| Develop | Verb | توسعه دادن / یافتن |
| Development | Noun | توسعه |
| Developed | Adjective | توسعهیافته |
| Developing | Adjective | در حال توسعه |
Example Sentences
Global – Globalization
Globalization has created a more connected world.
جهانیشدن دنیایی با ارتباطات گستردهتر ایجاد کرده است.
Modern – Modernization
Modernization has changed many traditional industries.
نوسازی بسیاری از صنایع سنتی را تغییر داده است.
Predict – Prediction – Predictable
Experts predict that the population will continue to grow.
کارشناسان پیشبینی میکنند که جمعیت همچنان افزایش یابد.
Influence – Influential
Social media has become an influential part of modern culture.
رسانههای اجتماعی به بخش تأثیرگذاری از فرهنگ مدرن تبدیل شدهاند.
Develop – Development
Economic development can create better employment opportunities.
توسعه اقتصادی میتواند فرصتهای شغلی بهتری ایجاد کند.
10. Important Vocabulary Differences | تفاوت واژگان مشابه
Impact vs. Influence
هر دو به معنی تأثیر هستند، اما کاربرد آنها کمی متفاوت است.
- Impact: معمولاً بر اثر یا نتیجه قابلتوجه یک اتفاق تأکید دارد.
- Influence: بیشتر به قدرت اثرگذاری بر رفتار، تصمیم یا نگرش اشاره میکند.
Examples:
Globalization has had a major impact on local economies.
جهانیشدن تأثیر عمدهای بر اقتصادهای محلی داشته است.
Social media influences people’s opinions.
رسانههای اجتماعی بر نظرات مردم تأثیر میگذارند.
Prediction vs. Projection
- Prediction: پیشبینی درباره اتفاقی که احتمالاً در آینده رخ میدهد.
- Projection: برآورد آینده بر اساس دادهها، روندها و فرضیات مشخص.
Example:
Experts made a prediction about future economic growth.
کارشناسان درباره رشد اقتصادی آینده پیشبینی کردند.
Population projections suggest that the elderly population will increase.
برآوردهای جمعیتی نشان میدهند که جمعیت سالمند افزایش خواهد یافت.
Diminish vs. Dwindle vs. Decline
| Word | Meaning | کاربرد |
|---|---|---|
| Diminish | کاهش یافتن یا کاهش دادن | کاهش مقدار، شدت یا اهمیت |
| Dwindle | بهتدریج کم شدن | کاهش تدریجی تعداد یا منابع |
| Decline | کاهش یافتن | افت مقدار، سطح یا نرخ |
Examples:
The influence of traditional media has diminished.
تأثیر رسانههای سنتی کاهش یافته است.
The country’s natural resources are dwindling.
منابع طبیعی کشور بهتدریج در حال کاهش هستند.
The birth rate has declined.
نرخ تولد کاهش یافته است.
Global vs. Worldwide
- Global: جهانی؛ معمولاً قبل از اسم میآید.
- Worldwide: در سراسر جهان؛ اغلب بعد از فعل قرار میگیرد.
Examples:
Global communication has become easier.
ارتباطات جهانی آسانتر شده است.
The product is sold worldwide.
این محصول در سراسر جهان فروخته میشود.
Demographics vs. Population
- Population: تعداد افراد ساکن در یک منطقه
- Demographics: ویژگیها و ترکیب جمعیت، مانند سن، جنسیت و سطح درآمد
Example:
The population of the city is increasing, and its demographics are changing.
جمعیت شهر در حال افزایش است و ویژگیهای جمعیتی آن تغییر میکند.
11. Useful IELTS Collocations | کالوکیشنهای مهم درس 13
این ترکیبها برای استفاده در IELTS Speaking و Writing بسیار کاربردی هستند.
| Collocation | معنی فارسی |
|---|---|
| Globalization process | فرایند جهانیشدن |
| Cultural identity | هویت فرهنگی |
| Cultural diversity | تنوع فرهنگی |
| Multicultural society | جامعه چندفرهنگی |
| Economic development | توسعه اقتصادی |
| Global market | بازار جهانی |
| International trade | تجارت بینالمللی |
| Population growth | رشد جمعیت |
| Population decline | کاهش جمعیت |
| Ageing population | جمعیت سالخورده |
| Demographic trends | روندهای جمعیتشناختی |
| Population projections | برآوردهای جمعیتی |
| Birth rate | نرخ تولد |
| Death rate | نرخ مرگومیر |
| A significant increase | افزایش قابلتوجه |
| A gradual decline | کاهش تدریجی |
| Have a major impact on | تأثیر عمدهای بر چیزی داشتن |
| Contribute to economic growth | به رشد اقتصادی کمک کردن |
| Dominate the global market | بر بازار جهانی تسلط داشتن |
| Preserve cultural identity | حفظ هویت فرهنگی |
| Long-term implications | پیامدهای بلندمدت |
| Social isolation | انزوای اجتماعی |
| Local businesses | کسبوکارهای محلی |
| Ethnic diversity | تنوع قومی |
| A productive workforce | نیروی کار مولد |
12. IELTS Speaking Practice | سؤالات مکالمه آیلتس
برای تمرین واژگان این درس، به سؤالات زیر پاسخ دهید و سعی کنید از کلمات جدید در جملههای خود استفاده کنید.
- How has globalization changed people’s lifestyles?
- Do you think globalization has a positive or negative impact on local cultures?
- Why is cultural identity important?
- What are the advantages of living in a multicultural society?
- How has technology influenced international communication?
- Why are some countries experiencing population ageing?
- What problems can an ageing population create for governments?
- Do you think international brands have too much influence on local markets?
- How can small businesses compete with global companies?
- What factors contribute to economic development?
- Do you think globalization will continue to increase in the future?
- How can countries preserve their cultural identity while becoming more modern?
13. IELTS Writing Task 2 Practice
Question:
Some people believe that globalization has a positive impact on societies, while others argue that it threatens local cultures and national identities.
Discuss both views and give your own opinion.
ترجمه سؤال:
برخی معتقدند جهانیشدن تأثیر مثبتی بر جوامع دارد، درحالیکه برخی دیگر بر این باورند که جهانیشدن فرهنگهای محلی و هویت ملی را تهدید میکند.
هر دو دیدگاه را بررسی کنید و نظر خود را بیان کنید.
Useful Vocabulary:
- Globalization
- Cultural identity
- Multiculturalism
- Cultural diversity
- Modernization
- Local traditions
- Global influence
- Economic development
- Long-term implications
- Preserve cultural heritage
14. Common IELTS Mistakes | اشتباهات رایج زبانآموزان
| Incorrect | Correct | توضیح |
|---|---|---|
| The population are increasing. | The population is increasing. | Population در این کاربرد معمولاً بهصورت اسم مفرد استفاده میشود. |
| Globalization have changed society. | Globalization has changed society. | Globalization اسم مفرد است. |
| The percentage of elderly are rising. | The percentage of elderly people is rising. | هسته عبارت percentage مفرد است. |
| People migrate for searching jobs. | People migrate in search of jobs. | عبارت طبیعیتر in search of است. |
| The company has monopoly. | The company has a monopoly. | قبل از monopoly در این ساختار به a نیاز داریم. |
| It has a strong impact to society. | It has a strong impact on society. | ترکیب درست impact on است. |
| People are sceptical for globalization. | People are sceptical about globalization. | ترکیب درست sceptical about است. |
| The problem is diminishing gradually. | The problem is gradually diminishing. | هر دو ساختار ممکناند، اما جایگاه قید باید طبیعی باشد. |
نکته گرامری: حروف اضافه مهم
به این ترکیبها توجه کنید:
- Impact on something: تأثیر بر چیزی
- Influence on something: تأثیر بر چیزی
- Attitude towards something: نگرش نسبت به چیزی
- Sceptical about something: نسبت به چیزی شکاک
- Contribute to something: کمک کردن به چیزی
- In search of something: در جستوجوی چیزی
- In hindsight: با نگاه به گذشته
15. IELTS Vocabulary Exercise | تمرین لغات
جای خالی را با کلمه مناسب از داخل کادر کامل کنید.
Words:
Globalization – Multiculturalism – Demographics – Elderly – Projection – Trend – Monopoly – Decline – Dwindle – Influence – Hindsight – Sceptical
- __________ has made communication between countries much easier.
- The city is known for its cultural diversity and __________.
- The country’s __________ have changed because of population ageing.
- Governments need to provide better healthcare services for __________ people.
- Population __________ suggest that the number of older people will increase.
- There is a growing __________ towards online shopping.
- The company has a __________ in the local market.
- The birth rate has experienced a significant __________.
- The number of people living in the village continues to __________.
- Social media has a strong __________ on young people’s opinions.
- In __________, the decision was not a wise one.
- Some people remain __________ about the benefits of globalization.
Answer Key | پاسخ تمرین
- Globalization
- Multiculturalism
- Demographics
- Elderly
- Projections
- Trend
- Monopoly
- Decline
- Dwindle
- Influence
- Hindsight
- Sceptical
16. Frequently Asked Questions | سؤالات متداول
What does globalization mean in English?
Globalization is the process of increasing connections between countries through trade, technology, communication and cultural exchange.
Globalization به فرایند افزایش ارتباط میان کشورها از طریق تجارت، فناوری، ارتباطات و تبادل فرهنگی گفته میشود.
What is the difference between globalization and modernization?
Globalization refers to increasing connections between countries, while modernization refers to updating systems, technologies and ways of life.
Globalization به افزایش ارتباط میان کشورهای مختلف اشاره دارد، درحالیکه modernization به نوسازی سیستمها، فناوریها و شیوه زندگی مربوط میشود.
What is the difference between population and demographics?
Population refers to the number of people living in an area, whereas demographics describe the characteristics of that population, such as age, income and education.
Population تعداد افراد ساکن در یک منطقه را نشان میدهد، اما demographics ویژگیهای آن جمعیت مانند سن، درآمد و تحصیلات را توصیف میکند.
What does an ageing population mean?
An ageing population refers to a situation in which the proportion of older people in a society increases.
Ageing population به شرایطی گفته میشود که در آن سهم افراد سالمند در جمعیت یک جامعه افزایش مییابد.
How can I use these words in IELTS Writing Task 2?
You can use words such as globalization, cultural identity, demographic trends, economic development and long-term implications when discussing international issues and social changes.
هنگام نوشتن درباره مسائل بینالمللی و تغییرات اجتماعی، میتوانید از واژگانی مانند جهانیشدن، هویت فرهنگی، روندهای جمعیتشناختی، توسعه اقتصادی و پیامدهای بلندمدت استفاده کنید.
جمعبندی درس 13: Globalization & Society
در این درس با واژگان مهم مربوط به جهانیشدن، فرهنگ، هویت، جمعیت، اقتصاد، مهاجرت و تغییرات اجتماعی آشنا شدیم.
یادگیری این واژگان به شما کمک میکند درباره موضوعاتی مانند تأثیر شرکتهای بینالمللی، تغییرات فرهنگی، افزایش جمعیت سالمندان، مهاجرت و توسعه اقتصادی با دقت و تنوع بیشتری صحبت کنید.
برای تسلط بهتر، پیشنهاد میشود کلمات را فقط بهصورت جداگانه حفظ نکنید. آنها را در قالب کالوکیشن و جمله یاد بگیرید؛ برای مثال:
- Globalization has a major impact on local cultures.
- The ageing population creates long-term challenges.
- Economic development contributes to improving living standards.
- Demographic trends indicate significant social changes.
این روش به شما کمک میکند واژگان جدید را در پاسخهای Speaking و Writing خود به شکل طبیعیتری به کار ببرید.