آموزش لغات IELTS با موضوع Technology & Innovation | معنی فارسی، مثال و کالوکیشن (درس 12)
مقدمه: اهمیت موضوع فناوری در آزمون IELTS
موضوع Technology & Innovation یا «فناوری و نوآوری» یکی از موضوعات مهم و کاربردی در آزمون IELTS است. پیشرفت تکنولوژی، گسترش اینترنت، ارتباطات دیجیتال، هوش مصنوعی، دستگاههای هوشمند و تأثیر فناوری بر زندگی روزمره از جمله موضوعاتی هستند که ممکن است در بخشهای Speaking و Writing با آنها روبهرو شوید.
برای صحبت درباره این موضوعات، دانستن کلماتی مانند Technology و Internet کافی نیست. بهتر است واژگان دقیقتری مانند Computerization, Telecommunication, State-of-the-art, User-friendly و Revolutionize را نیز یاد بگیرید.
در این درس از مجموعه Vocabulary for IELTS، لغات مهم مربوط به فناوری و سیستمهای دیجیتال را همراه با معنی فارسی، مثال انگلیسی، ترجمه و کالوکیشنهای کاربردی بررسی میکنیم.
1. Technology & Systems | فناوری و سیستمها
این گروه از واژگان برای صحبت درباره پیشرفت فناوری، سیستمهای دیجیتال و روشهای جدید ارتباطی استفاده میشوند.
1. Technology
معنی: فناوری؛ دانش و ابزارهایی که برای حل مشکلات و انجام کارها استفاده میشوند.
Example: Technology has revolutionized communication through the internet.
ترجمه: فناوری از طریق اینترنت، ارتباطات را متحول کرده است.
Collocations:
- Modern technology: فناوری مدرن
- Advanced technology: فناوری پیشرفته
- Information technology: فناوری اطلاعات
- Technological development: توسعه فناوری
- Technology industry: صنعت فناوری
2. Computerization
معنی: کامپیوتری شدن؛ استفاده از رایانه برای انجام کارهایی که قبلاً بهصورت دستی انجام میشدند.
Example: The computerization of public services has made many processes faster.
ترجمه: کامپیوتری شدن خدمات عمومی بسیاری از فرایندها را سریعتر کرده است.
Collocations:
- Computerization of services: کامپیوتری شدن خدمات
- Business computerization: کامپیوتری شدن کسبوکار
- Complete computerization: کامپیوتری شدن کامل
3. Telecommunication
معنی: ارتباطات از راه دور؛ انتقال اطلاعات از طریق تلفن، اینترنت و سایر فناوریهای ارتباطی
Example: Modern telecommunication systems allow people to communicate across long distances.
ترجمه: سیستمهای مدرن ارتباطات از راه دور به مردم اجازه میدهند از فاصلههای طولانی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
Collocations:
- Telecommunication systems: سیستمهای ارتباطات از راه دور
- Telecommunication networks: شبکههای مخابراتی
- Telecommunication technology: فناوری ارتباطات از راه دور
4. The Internet
معنی: اینترنت؛ شبکه جهانی متصل به هم که امکان تبادل اطلاعات و ارتباطات را فراهم میکند.
Example: The Internet has changed the way people access information.
ترجمه: اینترنت شیوه دسترسی مردم به اطلاعات را تغییر داده است.
Collocations:
- Internet access: دسترسی به اینترنت
- Internet connection: اتصال اینترنت
- Internet users: کاربران اینترنت
- Internet services: خدمات اینترنتی
- Access the Internet: به اینترنت دسترسی داشتن
2. Computer Parts & Hardware | قطعات کامپیوتر و سختافزار
این واژگان برای صحبت درباره اجزای کامپیوتر، دستگاههای الکترونیکی و ابزارهای دیجیتال کاربرد دارند.
5. Keyboard
معنی: صفحهکلید؛ وسیلهای که برای وارد کردن حروف، اعداد و دستورات به کامپیوتر استفاده میشود.
Example: I use an external keyboard to type more comfortably.
ترجمه: من برای تایپ راحتتر از یک صفحهکلید جداگانه استفاده میکنم.
Collocations:
- Computer keyboard: صفحهکلید کامپیوتر
- Wireless keyboard: صفحهکلید بیسیم
- Keyboard shortcuts: میانبرهای صفحهکلید
- Type on a keyboard: با صفحهکلید تایپ کردن
6. Keypad
معنی: صفحه دکمهای؛ مجموعهای از دکمهها برای وارد کردن اعداد یا دستورات
Example: You need to enter your password using the keypad.
ترجمه: باید رمز عبور خود را با استفاده از صفحه دکمهای وارد کنید.
Collocations:
- Numeric keypad: صفحهکلید عددی
- Telephone keypad: صفحه دکمهای تلفن
- Digital keypad: صفحه دکمهای دیجیتال
نکته مهم:
- Keyboard: معمولاً شامل حروف، اعداد و کلیدهای مختلف است.
- Keypad: معمولاً به مجموعه کوچکتری از دکمهها، بهویژه دکمههای عددی، گفته میشود.
7. Monitor
معنی: مانیتور؛ صفحهنمایشی که اطلاعات و تصاویر کامپیوتر را نشان میدهد.
Example: The monitor displays information stored on the computer.
ترجمه: مانیتور اطلاعات ذخیرهشده در کامپیوتر را نمایش میدهد.
Collocations:
- Computer monitor: مانیتور کامپیوتر
- High-resolution monitor: مانیتور با وضوح بالا
- Monitor screen: صفحه نمایش مانیتور
8. Silicon Chip
معنی: تراشه سیلیکونی؛ قطعهای الکترونیکی که از سیلیکون ساخته شده و مدارهای الکترونیکی را در خود جای میدهد.
Example: Modern electronic devices contain tiny silicon chips.
ترجمه: دستگاههای الکترونیکی مدرن دارای تراشههای سیلیکونی بسیار کوچکی هستند.
Collocations:
- Silicon chip technology: فناوری تراشه سیلیکونی
- Computer chip: تراشه کامپیوتری
- Microchip: ریزتراشه
- Chip manufacturer: تولیدکننده تراشه
9. Memory
معنی: حافظه؛ بخشی از سیستم که اطلاعات و دادهها را نگهداری میکند.
Example: This computer has enough memory to store large amounts of data.
ترجمه: این کامپیوتر حافظه کافی برای ذخیره حجم زیادی از دادهها دارد.
Collocations:
- Computer memory: حافظه کامپیوتر
- Memory capacity: ظرفیت حافظه
- Memory storage: فضای ذخیرهسازی حافظه
- Run out of memory: با کمبود حافظه مواجه شدن
10. Device
معنی: دستگاه؛ وسیلهای که برای انجام کار مشخصی طراحی شده است.
Example: Mobile devices have become essential in modern life.
ترجمه: دستگاههای همراه در زندگی مدرن ضروری شدهاند.
Collocations:
- Electronic device: دستگاه الکترونیکی
- Mobile device: دستگاه همراه
- Digital device: دستگاه دیجیتال
- Medical device: دستگاه پزشکی
11. Gadget
معنی: وسیله کوچک و کاربردی، معمولاً الکترونیکی یا فناورانه
Example: Smartwatches are popular gadgets among technology users.
ترجمه: ساعتهای هوشمند از وسایل الکترونیکی محبوب در میان کاربران فناوری هستند.
Collocations:
- Electronic gadgets: وسایل الکترونیکی
- High-tech gadgets: ابزارهای فناورانه پیشرفته
- Useful gadgets: وسایل کاربردی
تفاوت Device و Gadget:
- Device: کلمهای عمومی برای انواع دستگاهها و ابزارها
- Gadget: معمولاً وسیلهای کوچک، جالب یا کاربردی، اغلب با فناوری جدید
12. Remote Control
معنی: کنترل از راه دور؛ وسیلهای برای کنترل دستگاه بدون تماس مستقیم با آن
Example: You can use the remote control to change the television channel.
ترجمه: میتوانی با استفاده از کنترل از راه دور، کانال تلویزیون را عوض کنی.
Collocations:
- TV remote control: کنترل تلویزیون
- Remote-controlled device: دستگاه کنترلشونده از راه دور
- Operate something by remote control: وسیلهای را از راه دور کنترل کردن
13. Automatic Pilot
معنی: خلبان خودکار؛ سیستمی که وظایف مشخصی از هدایت هواپیما را بهصورت خودکار انجام میدهد.
Example: Modern aircraft use automatic pilot systems during certain stages of a flight.
ترجمه: هواپیماهای مدرن در مراحل مشخصی از پرواز از سیستم خلبان خودکار استفاده میکنند.
Collocations:
- Automatic pilot system: سیستم خلبان خودکار
- Engage the autopilot: سیستم خلبان خودکار را فعال کردن
- Autopilot mode: حالت خلبان خودکار
نکته: شکل رایجتر این اصطلاح در متون فنی و امروزی Autopilot است.
3. Connection & Access | اتصال و دسترسی
این واژگان برای صحبت درباره اینترنت، شبکههای ارتباطی و انتقال اطلاعات استفاده میشوند.
14. Connection
معنی: اتصال؛ ارتباط میان دو دستگاه، سیستم یا شبکه
Example: A stable internet connection is necessary for online classes.
ترجمه: برای کلاسهای آنلاین به اتصال اینترنت پایدار نیاز است.
Collocations:
- Internet connection: اتصال اینترنت
- Wireless connection: اتصال بیسیم
- Stable connection: اتصال پایدار
- Lose connection: اتصال را از دست دادن
15. Wireless Connection
معنی: اتصال بیسیم؛ ارتباط میان دستگاهها بدون استفاده از کابل
Example: Most modern laptops support a wireless connection.
ترجمه: بیشتر لپتاپهای مدرن از اتصال بیسیم پشتیبانی میکنند.
Collocations:
- Wireless network: شبکه بیسیم
- Wireless technology: فناوری بیسیم
- Wireless communication: ارتباط بیسیم
16. Access
معنی: دسترسی داشتن؛ امکان استفاده از اطلاعات، خدمات یا امکانات
Example: Students can access educational materials through the Internet.
ترجمه: دانشآموزان میتوانند از طریق اینترنت به مطالب آموزشی دسترسی پیدا کنند.
Collocations:
- Access information: به اطلاعات دسترسی داشتن
- Internet access: دسترسی به اینترنت
- Have access to: دسترسی داشتن به
- Gain access to: دسترسی پیدا کردن به
- Easy access: دسترسی آسان
نکته گرامری: وقتی access فعل است، بعد از آن مستقیماً مفعول میآید و از to استفاده نمیکنیم.
Correct: Students can access the website.
Incorrect: Students can access to the website.
اما در حالت اسمی میگوییم:
Students have access to the website.
17. Connect
معنی: وصل کردن؛ متصل شدن؛ ارتباط برقرار کردن
Example: You can connect your phone to the computer using a cable.
ترجمه: میتوانی گوشی خود را با استفاده از کابل به کامپیوتر وصل کنی.
Collocations:
- Connect to the Internet: به اینترنت وصل شدن
- Connect a device: یک دستگاه را وصل کردن
- Connect with people: با مردم ارتباط برقرار کردن
- Stay connected: در ارتباط ماندن
18. Download
معنی: دانلود کردن؛ دریافت اطلاعات یا فایل از اینترنت یا یک سیستم دیگر
Example: You can download the application from the official website.
ترجمه: میتوانی برنامه را از وبسایت رسمی دانلود کنی.
Collocations:
- Download a file: یک فایل دانلود کردن
- Download an application: یک برنامه دانلود کردن
- Download software: نرمافزار دانلود کردن
- Download speed: سرعت دانلود
4. Data & Software | دادهها و نرمافزار
این گروه از واژگان برای صحبت درباره اطلاعات دیجیتال، برنامههای کامپیوتری و فناوریهای جدید کاربرد دارند.
19. Data
معنی: دادهها؛ اطلاعاتی که برای ذخیرهسازی، پردازش یا تحلیل استفاده میشوند.
Example: Companies collect data to understand customer behavior.
ترجمه: شرکتها برای درک رفتار مشتریان داده جمعآوری میکنند.
Collocations:
- Personal data: اطلاعات شخصی
- Collect data: داده جمعآوری کردن
- Store data: داده ذخیره کردن
- Data analysis: تحلیل داده
- Data protection: حفاظت از دادهها
نکته: در انگلیسی امروزی، data هم بهصورت مفرد و هم جمع استفاده میشود؛ بهویژه در کاربرد عمومی و فناوری، data is بسیار رایج است.
20. Program
معنی: برنامه؛ مجموعهای از دستورالعملها برای انجام یک کار، بهویژه در کامپیوتر
Example: The new program helps employees manage their daily tasks.
ترجمه: برنامه جدید به کارکنان کمک میکند وظایف روزانه خود را مدیریت کنند.
Collocations:
- Computer program: برنامه کامپیوتری
- Software program: برنامه نرمافزاری
- Install a program: یک برنامه نصب کردن
- Run a program: یک برنامه را اجرا کردن
21. Prototype
معنی: نمونه اولیه؛ اولین مدل یا نسخه آزمایشی یک محصول که برای بررسی و آزمایش ساخته میشود.
Example: The company developed a prototype of its new smart device.
ترجمه: شرکت نمونه اولیه دستگاه هوشمند جدید خود را توسعه داد.
Collocations:
- Develop a prototype: نمونه اولیه ساختن
- Test a prototype: نمونه اولیه را آزمایش کردن
- Prototype model: مدل اولیه
- Product prototype: نمونه اولیه محصول
22. Patent
معنی: حق ثبت اختراع؛ امتیاز قانونی که از یک اختراع محافظت میکند.
Example: The inventor received a patent for the new technology.
ترجمه: مخترع برای فناوری جدید حق ثبت اختراع دریافت کرد.
Collocations:
- Apply for a patent: برای ثبت اختراع درخواست دادن
- Obtain a patent: حق ثبت اختراع دریافت کردن
- Patent protection: حمایت قانونی از اختراع
- Patent an invention: اختراعی را به ثبت رساندن
23. Store
معنی: ذخیره کردن؛ نگهداری اطلاعات یا دادهها برای استفاده در آینده
Example: The system stores personal information securely.
ترجمه: سیستم اطلاعات شخصی را بهصورت امن ذخیره میکند.
Collocations:
- Store data: داده ذخیره کردن
- Store information: اطلاعات ذخیره کردن
- Store files: فایلها را ذخیره کردن
- Cloud storage: فضای ذخیرهسازی ابری
24. Display
معنی: نمایش دادن؛ نشان دادن اطلاعات یا تصاویر روی صفحه
Example: The monitor displays the results immediately.
ترجمه: مانیتور نتایج را بلافاصله نمایش میدهد.
Collocations:
- Display information: اطلاعات را نمایش دادن
- Display data: دادهها را نمایش دادن
- Digital display: نمایشگر دیجیتال
- Display screen: صفحه نمایش
25. Operate
معنی: کار کردن با؛ راهاندازی یا کنترل کردن یک دستگاه یا سیستم
Example: Employees must learn how to operate the new computer system.
ترجمه: کارکنان باید یاد بگیرند چگونه با سیستم کامپیوتری جدید کار کنند.
Collocations:
- Operate a machine: با یک دستگاه کار کردن
- Operate a computer: با کامپیوتر کار کردن
- Operate a system: یک سیستم را راهاندازی یا اداره کردن
- Easy to operate: کار کردن با آن آسان است
5. Innovation & Progress | نوآوری و پیشرفت
این واژگان برای توصیف فناوریهای جدید، پیشرفت علمی و تغییرات اساسی در زندگی انسان کاربرد دارند.
26. The Latest
معنی: جدیدترین؛ تازهترین نسخه یا محصول
Example: The company has introduced its latest smartphone.
ترجمه: شرکت جدیدترین گوشی هوشمند خود را معرفی کرده است.
Collocations:
- The latest technology: جدیدترین فناوری
- The latest version: جدیدترین نسخه
- The latest model: جدیدترین مدل
- The latest developments: جدیدترین تحولات
27. Up-to-date
معنی: بهروز؛ مطابق با آخرین اطلاعات یا پیشرفتها
Example: It is important to keep your computer software up-to-date.
ترجمه: بهروز نگه داشتن نرمافزار کامپیوتر اهمیت دارد.
Collocations:
- Up-to-date information: اطلاعات بهروز
- Up-to-date technology: فناوری بهروز
- Keep something up-to-date: چیزی را بهروز نگه داشتن
- Stay up-to-date: بهروز ماندن
28. State-of-the-art
معنی: بسیار پیشرفته؛ دارای جدیدترین فناوری و امکانات موجود
Example: The hospital uses state-of-the-art medical equipment.
ترجمه: بیمارستان از تجهیزات پزشکی بسیار پیشرفته استفاده میکند.
Collocations:
- State-of-the-art technology: فناوری بسیار پیشرفته
- State-of-the-art equipment: تجهیزات پیشرفته
- State-of-the-art facilities: امکانات بسیار پیشرفته
- State-of-the-art laboratory: آزمایشگاه مجهز و پیشرفته
29. Cutting-edge
معنی: پیشرفته و نوآورانه؛ در خط مقدم فناوری یا پیشرفت علمی
Example: The company invests in cutting-edge technology to improve its products.
ترجمه: شرکت برای بهبود محصولات خود در فناوریهای پیشرفته و نوآورانه سرمایهگذاری میکند.
Collocations:
- Cutting-edge technology: فناوری پیشرفته و نوآورانه
- Cutting-edge research: پژوهش پیشرفته
- Cutting-edge innovation: نوآوری پیشرفته
- Cutting-edge software: نرمافزار پیشرفته
نکته املایی: شکل درست این عبارت Cutting-edge است، نه Cutting age.
30. Revolutionize
معنی: متحول کردن؛ ایجاد تغییری بسیار بزرگ و اساسی در یک زمینه
Example: Artificial intelligence may revolutionize the way people work and learn.
ترجمه: هوش مصنوعی ممکن است شیوه کار و یادگیری مردم را متحول کند.
Collocations:
- Revolutionize communication: ارتباطات را متحول کردن
- Revolutionize education: آموزش را متحول کردن
- Revolutionize an industry: یک صنعت را متحول کردن
- Technological revolution: انقلاب فناوری
31. Surpass
معنی: پیشی گرفتن از؛ بهتر یا بیشتر بودن از یک شخص، چیز یا معیار
Example: Modern computers can surpass older models in speed and performance.
ترجمه: کامپیوترهای مدرن میتوانند از مدلهای قدیمیتر از نظر سرعت و عملکرد پیشی بگیرند.
Collocations:
- Surpass expectations: فراتر از انتظارات ظاهر شدن
- Surpass competitors: از رقبا پیشی گرفتن
- Surpass previous records: رکوردهای قبلی را پشت سر گذاشتن
- Surpass a limit: از یک حد فراتر رفتن
6. Abstract Concepts | مفاهیم انتزاعی
این واژگان برای صحبت درباره آینده فناوری، ایدههای جدید و پیشبینی پیشرفتهای علمی کاربرد دارند.
32. Vision
معنی: چشمانداز؛ تصور یا برنامهای درباره آینده
Example: The company has a clear vision for the future of technology.
ترجمه: این شرکت چشمانداز روشنی برای آینده فناوری دارد.
Collocations:
- A clear vision: چشمانداز روشن
- Future vision: چشمانداز آینده
- Long-term vision: چشمانداز بلندمدت
- Have a vision for something: برای چیزی چشمانداز داشتن
33. Envisage
معنی: تصور کردن؛ پیشبینی یا مجسم کردن یک موقعیت در آینده
Example: Scientists envisage a future with fully virtual communication.
ترجمه: دانشمندان آیندهای با ارتباطات کاملاً مجازی را تصور میکنند.
Collocations:
- Envisage a future: آیندهای را تصور کردن
- Envisage a situation: موقعیتی را تصور کردن
- Envisage changes: تغییراتی را پیشبینی کردن
- Difficult to envisage: تصور کردن آن دشوار است
34. Speculate
معنی: حدس زدن؛ گمانهزنی کردن بدون داشتن اطلاعات قطعی
Example: Experts speculate that artificial intelligence will change many industries.
ترجمه: کارشناسان گمانهزنی میکنند که هوش مصنوعی بسیاری از صنایع را تغییر خواهد داد.
Collocations:
- Speculate about the future: درباره آینده گمانهزنی کردن
- Speculate on something: درباره چیزی حدس زدن
- Speculate that: گمانهزنی کردن که
- Pure speculation: صرفاً حدس و گمان
7. Adjectives | صفات مهم فناوری
این صفات برای توصیف دستگاهها، سیستمها و امکانات دیجیتال بسیار کاربردی هستند.
35. Digital
معنی: دیجیتال؛ مربوط به اطلاعات و فناوریهای الکترونیکی
Example: Digital technology has changed the way businesses operate.
ترجمه: فناوری دیجیتال شیوه فعالیت کسبوکارها را تغییر داده است.
Collocations:
- Digital technology: فناوری دیجیتال
- Digital communication: ارتباطات دیجیتال
- Digital devices: دستگاههای دیجیتال
- Digital information: اطلاعات دیجیتال
36. Virtual
معنی: مجازی؛ شبیهسازیشده یا انجامشده در محیط دیجیتال، نه در فضای فیزیکی واقعی
Example: Virtual meetings allow employees to work from different locations.
ترجمه: جلسات مجازی به کارکنان اجازه میدهند از مکانهای مختلف کار کنند.
Collocations:
- Virtual reality: واقعیت مجازی
- Virtual meeting: جلسه مجازی
- Virtual classroom: کلاس مجازی
- Virtual environment: محیط مجازی
37. Cyber
معنی: سایبری؛ مربوط به کامپیوتر، اینترنت و فضای دیجیتال
Example: Cyber security has become a major concern for modern businesses.
ترجمه: امنیت سایبری به یکی از نگرانیهای مهم کسبوکارهای مدرن تبدیل شده است.
Collocations:
- Cyber security: امنیت سایبری
- Cyber crime: جرایم سایبری
- Cyber attack: حمله سایبری
- Cyber space: فضای سایبری
38. Wireless
معنی: بیسیم؛ بدون نیاز به اتصال کابلی
Example: Wireless headphones are convenient for people who travel frequently.
ترجمه: هدفونهای بیسیم برای افرادی که زیاد سفر میکنند کاربردی هستند.
Collocations:
- Wireless connection: اتصال بیسیم
- Wireless headphones: هدفون بیسیم
- Wireless network: شبکه بیسیم
- Wireless communication: ارتباطات بیسیم
39. Portable
معنی: قابلحمل؛ چیزی که بهآسانی میتوان آن را جابهجا کرد
Example: Portable computers allow people to work while travelling.
ترجمه: کامپیوترهای قابلحمل به مردم اجازه میدهند هنگام سفر کار کنند.
Collocations:
- Portable device: دستگاه قابلحمل
- Portable computer: کامپیوتر قابلحمل
- Portable charger: شارژر همراه
- Lightweight and portable: سبک و قابلحمل
40. Compact
معنی: جمعوجور؛ کوچک و کمحجم، بدون اشغال فضای زیاد
Example: This compact device is powerful and easy to carry.
ترجمه: این دستگاه جمعوجور قدرتمند است و بهراحتی میتوان آن را حمل کرد.
Collocations:
- Compact design: طراحی جمعوجور
- Compact device: دستگاه جمعوجور
- Compact size: اندازه کوچک و کمحجم
- Small and compact: کوچک و جمعوجور
41. Computerized
معنی: کامپیوتری؛ مجهز به سیستم کامپیوتری یا کنترلشده توسط کامپیوتر
Example: Many hospitals now use computerized medical systems.
ترجمه: بسیاری از بیمارستانها اکنون از سیستمهای پزشکی کامپیوتری استفاده میکنند.
Collocations:
- Computerized system: سیستم کامپیوتری
- Computerized equipment: تجهیزات کامپیوتری
- Computerized database: پایگاه داده کامپیوتری
- Fully computerized: کاملاً کامپیوتریشده
42. Labor-saving
معنی: صرفهجوییکننده در نیروی کار؛ وسیله یا فناوریای که میزان کار دستی و تلاش انسان را کاهش میدهد
Example: Washing machines are labor-saving devices that make household tasks easier.
ترجمه: ماشینهای لباسشویی وسایلی هستند که با کاهش کار دستی، انجام کارهای خانه را آسانتر میکنند.
Collocations:
- Labor-saving devices: وسایل کاهشدهنده کار دستی
- Labor-saving technology: فناوری صرفهجوییکننده در نیروی کار
- Labor-saving equipment: تجهیزات کاهشدهنده نیروی کار
43. User-friendly
معنی: کاربرپسند؛ استفاده از آن آسان و قابلفهم برای کاربران
Example: The application has a user-friendly interface.
ترجمه: این برنامه رابط کاربری ساده و کاربرپسندی دارد.
Collocations:
- User-friendly interface: رابط کاربری آسان
- User-friendly software: نرمافزار کاربرپسند
- User-friendly design: طراحی کاربرپسند
- Easy-to-use and user-friendly: آسان و کاربرپسند
44. Dated
معنی: قدیمی؛ از نظر طراحی، فناوری یا سبک، دیگر بهروز و مدرن نیست
Example: The company’s website looks dated and needs to be redesigned.
ترجمه: وبسایت شرکت قدیمی به نظر میرسد و نیاز به طراحی مجدد دارد.
Collocations:
- A dated design: طراحی قدیمی
- Dated technology: فناوری قدیمی
- Look dated: قدیمی به نظر رسیدن
- A dated computer system: سیستم کامپیوتری قدیمی
8. Verbs & Adverbs | افعال و قیدهای مهم فناوری
45. Operate
معنی: کار کردن با یا راهاندازی کردن یک دستگاه یا سیستم
Example: It is easy to operate this machine.
ترجمه: کار کردن با این دستگاه آسان است.
Collocations:
- Operate a machine: با دستگاه کار کردن
- Operate a system: سیستم را راهاندازی کردن
- Operate efficiently: بهطور مؤثر کار کردن
46. Scroll
معنی: اسکرول کردن؛ حرکت دادن صفحه به سمت بالا یا پایین برای مشاهده محتوای بیشتر
Example: You can scroll through the data on the monitor.
ترجمه: میتوانی اطلاعات را روی مانیتور بالا و پایین کنی.
Collocations:
- Scroll down: به پایین صفحه رفتن
- Scroll up: به بالای صفحه رفتن
- Scroll through a page: در صفحه حرکت کردن
- Scroll through information: اطلاعات را مرور کردن
47. Store
معنی: ذخیره کردن؛ نگهداری اطلاعات برای استفاده در آینده
Example: The application stores your personal information securely.
ترجمه: برنامه اطلاعات شخصی شما را بهصورت امن ذخیره میکند.
Collocations:
- Store data: داده ذخیره کردن
- Store files: فایل ذخیره کردن
- Store information: اطلاعات ذخیره کردن
48. Access
معنی: دسترسی داشتن یا پیدا کردن امکان استفاده از اطلاعات و خدمات
Example: Employees can access the company’s database online.
ترجمه: کارکنان میتوانند بهصورت آنلاین به پایگاه داده شرکت دسترسی داشته باشند.
Collocations:
- Access a website: به یک وبسایت دسترسی داشتن
- Access information: به اطلاعات دسترسی داشتن
- Gain access: دسترسی پیدا کردن
49. Connect
معنی: وصل کردن یا متصل شدن
Example: Connect the printer to your computer before using it.
ترجمه: قبل از استفاده، چاپگر را به کامپیوتر خود وصل کن.
Collocations:
- Connect to Wi-Fi: به وایفای وصل شدن
- Connect two devices: دو دستگاه را به هم وصل کردن
- Stay connected: در ارتباط ماندن
50. Download
معنی: دانلود کردن؛ دریافت فایل یا اطلاعات از اینترنت
Example: I downloaded the latest version of the software.
ترجمه: من جدیدترین نسخه نرمافزار را دانلود کردم.
Collocations:
- Download a file: فایل دانلود کردن
- Download an app: برنامه دانلود کردن
- Download a document: سند دانلود کردن
51. Revolutionize
معنی: متحول کردن؛ ایجاد تغییر اساسی
Example: The Internet has revolutionized the way people communicate.
ترجمه: اینترنت شیوه ارتباط مردم را متحول کرده است.
Collocations:
- Revolutionize education: آموزش را متحول کردن
- Revolutionize communication: ارتباطات را متحول کردن
- Revolutionize business: تجارت را متحول کردن
52. Automatically
معنی: بهطور خودکار؛ بدون نیاز به دخالت مستقیم انسان
Part of Speech: Adverb
Example: The system updates automatically.
ترجمه: سیستم بهطور خودکار بهروزرسانی میشود.
Collocations:
- Update automatically: بهطور خودکار بهروزرسانی شدن
- Work automatically: بهطور خودکار کار کردن
- Automatically save: بهطور خودکار ذخیره کردن
- Automatically detect: بهطور خودکار تشخیص دادن
9. Important Word Families | همخانوادههای مهم
یادگیری خانواده کلمات به شما کمک میکند در IELTS از شکل درست هر واژه در جمله استفاده کنید.
| Word | Part of Speech | Meaning |
|---|---|---|
| Technology | Noun | فناوری |
| Technological | Adjective | فناورانه |
| Technologically | Adverb | از نظر فناوری |
| Computer | Noun | کامپیوتر |
| Computerize | Verb | کامپیوتری کردن |
| Computerized | Adjective | کامپیوتریشده |
| Computerization | Noun | کامپیوتری شدن |
| Connect | Verb | وصل کردن |
| Connection | Noun | اتصال |
| Connected | Adjective | متصل |
| Connectivity | Noun | قابلیت اتصال |
| Operate | Verb | کار کردن با / راهاندازی کردن |
| Operation | Noun | عملکرد / عملیات |
| Operator | Noun | اپراتور / گرداننده |
| Operational | Adjective | عملیاتی |
| Revolution | Noun | انقلاب |
| Revolutionary | Adjective | انقلابی |
| Revolutionize | Verb | متحول کردن |
Example Sentences
Technology – Technological
Technological developments have improved communication.
پیشرفتهای فناورانه ارتباطات را بهبود دادهاند.
Computer – Computerized – Computerization
The computerization of the office has increased efficiency.
کامپیوتری شدن دفتر، بهرهوری را افزایش داده است.
Connect – Connection – Connected
A stable connection keeps your devices connected to the Internet.
یک اتصال پایدار دستگاههای شما را به اینترنت متصل نگه میدارد.
Operate – Operation
The operation of this machine is simple.
کار با این دستگاه ساده است.
Revolution – Revolutionize
The Internet has caused a technological revolution.
اینترنت باعث یک انقلاب فناوری شده است.
10. Important Vocabulary Differences | تفاوت واژگان مشابه
Keyboard vs. Keypad
- Keyboard: صفحهکلید کامل کامپیوتر که حروف، اعداد و کلیدهای مختلف دارد.
- Keypad: مجموعهای کوچکتر از دکمهها، معمولاً برای وارد کردن اعداد.
Device vs. Gadget
- Device: اصطلاح عمومی برای یک وسیله یا دستگاه.
- Gadget: وسیلهای کوچک و معمولاً جالب یا کاربردی که اغلب با فناوری مرتبط است.
Digital vs. Virtual
- Digital: مربوط به فناوری و اطلاعات الکترونیکی.
- Virtual: شبیهسازیشده یا موجود در محیط دیجیتال، نه در فضای فیزیکی واقعی.
Examples:
Digital payment is becoming more common.
پرداخت دیجیتال در حال رایجتر شدن است.
Students can attend virtual classes from home.
دانشآموزان میتوانند از خانه در کلاسهای مجازی شرکت کنند.
State-of-the-art vs. Cutting-edge vs. Up-to-date
| Word | Meaning | کاربرد |
|---|---|---|
| State-of-the-art | بسیار پیشرفته | دارای جدیدترین امکانات و فناوری |
| Cutting-edge | پیشرفته و نوآورانه | در خط مقدم نوآوری و پیشرفت |
| Up-to-date | بهروز | مطابق با آخرین اطلاعات یا نسخهها |
Examples:
The hospital has state-of-the-art equipment.
بیمارستان تجهیزات بسیار پیشرفتهای دارد.
The company develops cutting-edge technology.
شرکت فناوریهای نوآورانه و پیشرفته تولید میکند.
The software is up-to-date.
نرمافزار بهروز است.
Portable vs. Compact
- Portable: قابلحمل؛ بهراحتی میتوان آن را جابهجا کرد.
- Compact: جمعوجور؛ فضای کمی اشغال میکند.
یک دستگاه میتواند هم portable باشد و هم compact، اما این دو کلمه دقیقاً هممعنی نیستند.
11. Useful IELTS Collocations | کالوکیشنهای مهم درس 12
| Collocation | معنی فارسی |
|---|---|
| Advanced technology | فناوری پیشرفته |
| Technological development | پیشرفت فناوری |
| Digital communication | ارتباطات دیجیتال |
| Computerized systems | سیستمهای کامپیوتری |
| Wireless connection | اتصال بیسیم |
| Internet access | دسترسی به اینترنت |
| Data storage | ذخیرهسازی داده |
| Personal data | اطلاعات شخصی |
| User-friendly interface | رابط کاربری آسان |
| State-of-the-art equipment | تجهیزات بسیار پیشرفته |
| Cutting-edge technology | فناوری نوآورانه و پیشرفته |
| Portable devices | دستگاههای قابلحمل |
| Labor-saving devices | وسایل کاهشدهنده کار دستی |
| Virtual reality | واقعیت مجازی |
| Cyber security | امنیت سایبری |
| Download software | نرمافزار دانلود کردن |
| Store information | اطلاعات ذخیره کردن |
| Access information | به اطلاعات دسترسی داشتن |
| Revolutionize communication | ارتباطات را متحول کردن |
| Technological innovation | نوآوری فناورانه |
12. IELTS Speaking Practice | سؤالات مکالمه آیلتس
برای تمرین واژگان این درس، به سؤالات زیر پاسخ دهید و تلاش کنید از کلمات جدید در پاسخهای خود استفاده کنید.
- How has technology changed people’s daily lives?
- What technological device do you use most often?
- Do you think the Internet has made communication easier?
- What are the advantages of wireless technology?
- Do you prefer using a computer or a smartphone?
- How has technology changed the way people work?
- Do you think modern devices are becoming too complicated?
- What are the disadvantages of spending too much time online?
- How important is Internet access for students?
- Do you think technology will replace some traditional jobs?
- What kind of technology would you like to see in the future?
- How can technology improve education?
13. IELTS Writing Task 2 Practice
Question:
Some people believe that modern technology has made people’s lives easier, while others think that it has created more problems than benefits.
Discuss both views and give your own opinion.
ترجمه سؤال:
برخی معتقدند فناوری مدرن زندگی مردم را آسانتر کرده است، درحالیکه برخی دیگر فکر میکنند فناوری مشکلات بیشتری نسبت به مزایای آن ایجاد کرده است.
هر دو دیدگاه را بررسی کنید و نظر خود را بیان کنید.
Useful Vocabulary:
- Technological development
- Digital communication
- Internet access
- Labor-saving devices
- User-friendly technology
- Cutting-edge innovation
- Data protection
- Virtual communication
- Long-term impact
- Revolutionize daily life
14. Common IELTS Mistakes | اشتباهات رایج زبانآموزان
| Incorrect | Correct | توضیح |
|---|---|---|
| Access to the website (as a verb) | Access the website | وقتی access فعل است، به to نیاز ندارد. |
| Connect the Internet | Connect to the Internet | برای وصل شدن به اینترنت از connect to استفاده میکنیم. |
| Download from Internet | Download from the Internet | معمولاً قبل از Internet از the استفاده میکنیم. |
| This technology is very advance. | This technology is very advanced. | Advanced صفت است. |
| The system works automatic. | The system works automatically. | برای توصیف فعل به قید automatically نیاز داریم. |
| The device is easy for operate. | The device is easy to operate. | ساختار درست easy to + verb است. |
| Cutting age technology | Cutting-edge technology | املای صحیح cutting-edge است. |
| The latest technology device | The latest technological device | برای توصیف device میتوان از technological استفاده کرد. |
نکته گرامری: ساختارهای کاربردی فناوری
1. Allow someone to do something
Technology allows people to communicate more easily.
فناوری به مردم اجازه میدهد راحتتر ارتباط برقرار کنند.
2. Enable someone to do something
Modern devices enable students to access information quickly.
دستگاههای مدرن به دانشآموزان امکان میدهند بهسرعت به اطلاعات دسترسی پیدا کنند.
3. Make something easier
The Internet makes online learning easier.
اینترنت یادگیری آنلاین را آسانتر میکند.
4. Have an impact on something
Technology has a significant impact on education.
فناوری تأثیر قابلتوجهی بر آموزش دارد.
15. IELTS Vocabulary Exercise | تمرین لغات
جای خالی را با یکی از کلمات داخل کادر کامل کنید.
Words:
Technology – Keyboard – Keypad – Wireless – Prototype – Patent – Download – User-friendly – Cutting-edge – Automatically – Portable – Revolutionize
- Modern __________ has changed the way people communicate.
- I use a __________ to type documents on my computer.
- Enter your security code using the numeric __________.
- A __________ connection allows devices to communicate without cables.
- The company developed a __________ of its new electronic product.
- The inventor received a __________ for his new invention.
- You can __________ the application from the official website.
- This software has a __________ interface.
- The company invests in __________ technology.
- The system updates __________.
- A laptop is a __________ computer that you can carry easily.
- Artificial intelligence may __________ the education industry.
Answer Key | پاسخ تمرین
- Technology
- Keyboard
- Keypad
- Wireless
- Prototype
- Patent
- Download
- User-friendly
- Cutting-edge
- Automatically
- Portable
- Revolutionize
16. Frequently Asked Questions | سؤالات متداول
What is the difference between technology and technological?
Technology is a noun meaning the use of scientific knowledge for practical purposes, while technological is an adjective describing something related to technology.
Technology اسم و به معنی فناوری است، اما technological صفتی است که برای توصیف چیزهای مرتبط با فناوری استفاده میشود.
What does user-friendly mean?
User-friendly describes a product, website or system that is easy to understand and use.
User-friendly به محصول، وبسایت یا سیستمی گفته میشود که استفاده از آن آسان و قابلفهم باشد.
What is the difference between state-of-the-art and cutting-edge?
Both describe advanced technology. State-of-the-art emphasizes the highest level of current development, while cutting-edge often emphasizes innovation and being at the forefront of progress.
هر دو به فناوری پیشرفته اشاره دارند. State-of-the-art بر بالاترین سطح فناوری موجود تأکید میکند، درحالیکه cutting-edge بیشتر بر نوآوری و پیشرو بودن تأکید دارد.
What does computerization mean?
Computerization refers to the process of using computers to perform tasks that were previously done manually or through older systems.
Computerization به فرایند استفاده از کامپیوتر برای انجام کارهایی گفته میشود که قبلاً بهصورت دستی یا با سیستمهای قدیمی انجام میشدند.
How can I use technology vocabulary in IELTS Writing Task 2?
You can use words such as technological development, digital communication, Internet access, labor-saving devices and user-friendly technology when discussing the advantages and disadvantages of modern technology.
هنگام بحث درباره مزایا و معایب فناوری مدرن، میتوانید از واژگانی مانند پیشرفت فناوری، ارتباطات دیجیتال، دسترسی به اینترنت، وسایل کاهشدهنده کار دستی و فناوری کاربرپسند استفاده کنید.
جمعبندی درس 12: Technology & Innovation
در این درس با واژگان مهم مربوط به فناوری، کامپیوتر، اینترنت، ارتباطات دیجیتال، نرمافزارها و نوآوری آشنا شدیم.
این کلمات به شما کمک میکنند درباره موضوعاتی مانند تأثیر فناوری بر زندگی روزمره، آموزش آنلاین، ارتباطات، دستگاههای هوشمند و پیشرفتهای علمی با دقت بیشتری صحبت کنید.
برای تسلط بهتر، پیشنهاد میشود کلمات را در قالب کالوکیشن و جمله یاد بگیرید؛ برای مثال:
- Technology has revolutionized communication.
- Modern devices are compact and user-friendly.
- Students need reliable Internet access.
- Cutting-edge technology can improve the quality of education.
- Digital systems can store and display large amounts of data.
به یاد داشته باشید که در آزمون IELTS، استفاده طبیعی و درست از واژگان اهمیت بیشتری از استفاده اجباری از کلمات دشوار دارد.