در زبان انگلیسی، برخی از کلمات بهصورت جفتی و در قالب ترکیبهای ثابت به کار میروند. به این ترکیبها Binomials گفته میشود. این اصطلاحات معمولاً از دو واژه تشکیل شدهاند که با حرف ربط and یا or به یکدیگر متصل میشوند و معنایی مشخص و گاهی متفاوت از معنی تکتک کلمات دارند.
یادگیری Binomials به زبانآموزان کمک میکند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنند و دایره واژگان خود را گسترش دهند. در این درس از کتاب Word Skills Upper-Intermediate، با ۱۴ اصطلاح دوبخشی پرکاربرد در زبان انگلیسی، همراه با مثال و معنی فارسی آنها آشنا میشویم.
۱۴ اصطلاح دوبخشی پرکاربرد در انگلیسی (Binomials)
1. Backwards and forwards
معنی: جلو و عقب، رفتوبرگشت
این عبارت برای توصیف حرکت به سمت جلو و عقب استفاده میشود و گاهی میتواند بیقراری و انتظار کشیدن را نیز نشان دهد.
Example:
He walked backwards and forwards, waiting for the news.
ترجمه:
او در حالی که منتظر خبر بود، جلو و عقب قدم میزد.
2. First and foremost
معنی: در درجه اول، قبل از هر چیز
از این عبارت برای تأکید بر مهمترین موضوع یا اولویت استفاده میکنیم.
Example:
First and foremost, we must ensure everyone’s safety.
ترجمه:
قبل از هر چیز، باید از امنیت همه مطمئن شویم.
3. Sooner or later
معنی: دیر یا زود
این عبارت زمانی به کار میرود که مطمئن باشیم اتفاقی در آینده رخ خواهد داد، هرچند زمان دقیق آن مشخص نیست.
Example:
Sooner or later, the truth comes out.
ترجمه:
دیر یا زود حقیقت آشکار میشود.
4. Pros and cons
معنی: مزایا و معایب، نقاط قوت و ضعف
از این ترکیب برای صحبت درباره جنبههای مثبت و منفی یک تصمیم، برنامه یا موقعیت استفاده میشود.
Example:
Let’s discuss the pros and cons of the plan.
ترجمه:
بیایید مزایا و معایب این طرح را بررسی کنیم.
5. Trial and error
معنی: آزمونوخطا
این عبارت به روشی برای یادگیری یا حل مسئله اشاره دارد که در آن با امتحان کردن راههای مختلف و اصلاح اشتباهات به نتیجه میرسیم.
Example:
We learned the process through trial and error.
ترجمه:
ما این فرایند را از طریق آزمونوخطا یاد گرفتیم.
6. More or less
معنی: کموبیش، تقریباً
این عبارت برای بیان تقریبی بودن یک مقدار، وضعیت یا نتیجه استفاده میشود.
Example:
The work is more or less done.
ترجمه:
کار کموبیش انجام شده است.
7. Now and again
معنی: هر از گاهی، گاهی اوقات
از این عبارت برای توصیف کاری استفاده میکنیم که بهصورت نامنظم و هر چند وقت یکبار انجام میشود.
Example:
I go for a walk now and again.
ترجمه:
من هر از گاهی برای پیادهروی میروم.
8. Now and then / On and off
معنی: گاهی اوقات / بهصورت متناوب و با وقفه
هر دو عبارت میتوانند به انجام شدن کاری در زمانهای مختلف اشاره کنند؛ اما on and off بیشتر بر وقفهدار بودن و شروع مجدد یک فعالیت تأکید دارد.
Example:
We’ve been studying together on and off for years.
ترجمه:
ما سالهاست که بهصورت متناوب و با وقفه با هم درس میخوانیم.
9. Law and order
معنی: قانون و نظم، نظم و امنیت عمومی
این ترکیب معمولاً برای صحبت درباره رعایت قانون و حفظ نظم و امنیت در جامعه استفاده میشود.
Example:
The new government promised to restore law and order.
ترجمه:
دولت جدید قول داد قانون و نظم را برقرار کند.
10. Safe and sound
معنی: سالم و سلامت، بدون آسیب
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که فردی پس از سفر، حادثه یا موقعیتی نگرانکننده بدون آسیب به مقصد برسد.
Example:
They arrived home safe and sound.
ترجمه:
آنها سالم و سلامت به خانه رسیدند.
11. Sick and tired
معنی: خسته و کلافه، به ستوه آمده
این عبارت برای نشان دادن خستگی یا نارضایتی شدید از یک وضعیت یا رفتار تکراری استفاده میشود.
Example:
I’m sick and tired of waiting.
ترجمه:
از انتظار کشیدن خسته و کلافه شدهام.
12. Sick to death of (something)
معنی: بهشدت خسته و بیزار از چیزی بودن، به ستوه آمدن
این عبارت نسبت به sick and tired شدت بیشتری دارد و برای بیان کلافگی و نارضایتی بسیار زیاد استفاده میشود.
Example:
I’m sick to death of all this noise.
ترجمه:
از این همه سروصدا واقعاً به ستوه آمدهام.
13. Odds and ends
معنی: خردهریزها، چیزهای جورواجور و پراکنده
این اصطلاح به مجموعهای از وسایل کوچک و مختلف اشاره دارد که معمولاً ارزش یا کاربرد مشخص و واحدی ندارند.
Example:
The drawer was full of odds and ends.
ترجمه:
کشو پر از خرتوپرت و وسایل ریز و درشت بود.
14. Bits and pieces
معنی: تکهها، خردهریزها، قسمتهای کوچک و پراکنده
از این عبارت برای اشاره به بخشها یا قطعات کوچک و جدا از همِ چیزی استفاده میشود.
Example:
There were bits and pieces of paper all over the floor.
ترجمه:
تکههای کوچک کاغذ در سراسر کف زمین پخش شده بودند.
جمعبندی: چرا یادگیری Binomials در انگلیسی اهمیت دارد؟
اصطلاحات دوبخشی یا Binomials بخش مهمی از واژگان روزمره زبان انگلیسی هستند. این ترکیبها در مکالمات، متون و موقعیتهای رسمی و غیررسمی کاربرد زیادی دارند.
با یادگیری عبارتهایی مانند First and foremost، Pros and cons، Sooner or later و Safe and sound میتوانید منظور خود را طبیعیتر و دقیقتر بیان کنید.
پیشنهاد میشود این اصطلاحات را همراه با مثالهایشان تمرین کنید تا بتوانید در مکالمات روزمره و نوشتار انگلیسی بهدرستی از آنها استفاده کنید.
منبع آموزشی: کتاب Word Skills Upper-Intermediate
کاری از: پریان علی عسگری
آکادمی زبان انگلیسی محمدرضا توسلی